عصبانی طوری - دختـــر کـوهستــــان
X
تبلیغات
رایتل

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

امروز ساعت 8 صبح قرار بود بریم فنی حرفه ای آزمون عملی حسابداری بدیم. کارمند محترم که مسئول آزمون است و عضو شورای شهرم است ساعت 9 اومده، بعدش ما بردن پیش یه آقایی که نمیدونه چی میخواد، میگه کتاب همراهتون هست من ازتون ازمون بگیرم ، منم گفتم یعنی نمیدونید باید چطور آزمون بگیرید، واه! یکی  رفته کتاب اورده، چن تا سوال شفاهی پرسیده وسطاش میگه خب شما برید کلاس خونه داری... منم میگم حالا دفعه بعد میام پیشتون آزمون آشپزی میدم. میگه شما که زبونت درازه بیا اینجا ببینم چی بلدی، نشستم پشت سیستمش یه ویندوز xp قدیمی که همش هنگه، بعد میگه خودت یه جدول بکش بعدش حساب کتاب کن. بعدش لم داده یه گوشه میگه فقط زبونش درازه این خانوم... 

منم زدم زیر کاسه کوزش گفتم الان شما اینجا آپلو هوا می کنید، قطعا قرار نیست بهم مدرک آیلتس بدین، دلیلی هم نمی بینم بخوام بشینم اینجا شما از من آزمون بگیری... زدم بیرون...

نمیفهمم چرا باید همچین ادم بی سوادی به خودش اجازه بده اینجوری حرف بزنه... 

اون تیلمی که حقش هست فحش دادن که میگه تو فلان کار هم گفت انجام ندادی، گفتم شما مطمنی ! به حالت اول برگردونم چون راحت تر بودم. ... 

نمیفهمم چرا باید مدارا کنم با این آدمها، کی باید به این ها بگه خیلی بی مصرف هستن... یک نفر نباید بهشون احترام گذاشتن یاد بده... 

کلی هم بابت رفتارم سرزنش شدم که تو الان میخوای کارت راه بیافته نباید اینجوری باشی... باید مدارا کنی و کنار بیای...!!! 

شاید اخلاقم بد باااشه ولی باج نمیدم حتی اگه تا اخر عمرم مشکل داشته باشم با این آدم ها...

گاهی واقعا فکر میکنم من مشکل دارم!؟


نوشته شده در چهارشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1396ساعت | 11:08 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (4)