دریچه های دیگر.... - دختـــر کـوهستــــان
X
تبلیغات
زولا

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

گاهی وقت ها که کامل از خواب بیدار نشدم، بین خواب و بیداری ام، احساس میکنم بدنم سبک شده و با همون حالت جسمی احساس میکنم توی عالم دیگه هستم. اونجایی که "من" داره باهام حرف میزنه. یادم نمیمونه ولی احساس میکنم منفذ های بسته عقلم باز شده و میفهمم. احساس سبکی و آرامش، توجیح ام میکنه و جواب سوالهامو بهم میده،..

امروز درباره دروغ باهام حرف میزد.

بنظرم، هر آگاهی فقط از طریق مطالعه و بحث و صرفا دانستن درباره اون موضوع ایجاد نمیشه، یک جایی عقل و قلب و احساس ادم به نقطه ای مشترک میرسن،  عقل با تمام دلایلی که داره دنبال دریچه ی نور میگرده که با تابیدنش ، آگاهی ، علم و یا هر چیز دیگه ای رو با احساس آدم عجین کنه، (اون نور از قلب آدم میتابه) و بصورت دیفالت به ضمیر ناخوداگاه اضافه کنه... (نتونستم بهتر توضیح بدم ببخشید) مثل آپدیت شدن میمونه...

-احساس خوشآیندی دارهروقتی روحت کمکت میکنه...

-همیشه به این فکر میکنم که ما حالتهای دیگه ای هم به جز خواب و بیداری داریم... روح حالتهای متفاوتی داره، شاید تجربه اش و رسیدن به اون حالات سخت باشه ولی قطعا برای بدست اوردن آگاهی حتما باید بتونیم از اون مسیرهام کمک بگیریم...


فاطمه نبشت: 

برای دوستی آشنا از این حرفها میزدم، میگفت من که میشناسمت و میدونم روحیات و اخلاق منحصر به فردی داری ، بازم 5 درصد دیوانگی داری ،ولی اگه کسی واقعا نشناست میگه 70 درصد دیوانه ای...

کاری با حرفهای اون ندارم ولی اینجا وبلاگم هست و میتونم پامو دراز کنم و از چیزهایی که دوست دارم بگم...


نوشته شده در یکشنبه 2 مهر‌ماه سال 1396ساعت | 08:55 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (4)