امتحان دیکته - دختـــر کـوهستــــان
X
تبلیغات
زولا

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

مقاله ای تحت عنوان : « امتحان دیکته »

کمی تفکر...


خیلی وقتها به امتحان دیکته فکر می کنم، اولین امتحانی که در کودکی با آن روبرو شدم.

چه امتحان سخت و بی انصافانه ای بود!

امتحانی که در آن، نادانسته های یک کودک بی دفاع، مورد قضاوت دانسته های معلم قرار  می گرفت.

امتحانی که در آن با غلط هایم قضاوت می شدم نه با درست هایم.

اگر دهها صفحه هم درست می نوشتم، معلم به سادگی از کنار آنها می گذشت اما به محض دیدن اولین غلط دور آن را با خودکار قرمز جوری خط می کشید که درست هایم رنگ می باخت. جوری که در برگه امتحانم آنچه خود نمایی می کرد غلط هایم بود.

دیگر برای خودم هم عادی شده بود که آنچه مهم است داشته ها و توانایی هایم نیست بلکه نداشته ها و ضعف هایم است.

آن روزها نمی دانستم که گرچه نوشتن را می آموزم اما ...

بعدها وقتی به فرزندم  دیکته می گفتم همان گونه قضاوت می کردم.

آنقدر سخت دیکته می گفتم و آنقدر ادامه می دادم تا بتوانم دور غلط های بیشتری را خط بکشم.

.

نمی دانم قضاوتهای غلط با ما چه کرد که امروز از کنار صفحه صفحه مهربانی و معرفت و محبت دیگران می گذریم ؛ اما با دیدن کوچکترین خطا چنان دورش خط می کشیم که ثابت کنیم تو همانی که نمی دانی، که نمی توانی.

کاش آن روزها معلمم، چیز مهمتری از نوشتن به من می آموخت.

این روز ها خیلی سعی می کنم دور غلط های دیگران خط نکشم. 

بله، این روز ها خیلی سعی می کنم که وقتی به دیگران می اندیشم خوبیهاشان را ورق ورق مرور کنم…


بیایید مدل ذهنی خود را تغییر دهیم و خودمان و دیگران را از یک زاویه جدید و نگاهی از سرِ مهرورزی  ببینیم .


گردآوری :مهنازخلیلی


منبع کانال تلگرام^_^

نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1397ساعت | 09:49 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (0)