دختـــر کـوهستــــان
X
تبلیغات
رایتل

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

توی این اوضاع اقتصادی نه عاشق بشید نه ازدواج کنید. خریت محضه ... مگه اینکه شغل خوبی دارید و یا بابای پولداری دارید ...


نوشته شده در سه‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1395ساعت | 12:54 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (0)

هستی نگاه میکنه و پلک میزنه من دلم ضعف میکنه، این دختر بزرگ بشه همینجور خوشگل بمونه فقط گشته مرده میده...

نوشته شده در سه‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1395ساعت | 11:39 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (0)

توی این همه ناامیدی و ترس ، انگار شجاعت داره ریشه میزنه...
نوشته شده در شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 22:16 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (6)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
نوشته شده در شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 15:23 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (0)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
نوشته شده در پنج‌شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 22:23 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (3)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
نوشته شده در پنج‌شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 22:01 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (1)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
نوشته شده در پنج‌شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 17:09 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (3)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
نوشته شده در پنج‌شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 01:57 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (5)

از شرایط ضمن عقدش اینه که بچه نمیخواد و اینو بعنوان شرط عقد قید میکنه.

نوشته شده در شنبه 23 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 21:07 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (5)

اعتراف مسخره ترین کار دنیاس، مسخره تر از اون تظاهره....

خیلی ناامیدم،  خیلی...

نه ایمانی برام مونده نه امیدی...


نوشته شده در جمعه 22 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 21:44 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (3)

یهو می بینی فرو ریختی تو خودت، ظاهر قوی داری، پیش همه قوی هستی، همه میدونن تو خیلی قوی هستی از پس زندگی خودت برمیای، ولی اینطور نیست واقعا.... من سقوط کردم تو خودم....

گاهی به این دخترای وابسته که ضعیف هستن، همیشه یکی باید کاراشونو کنه... حسودیم میشه....

نوشته شده در جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 18:15 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (6)

نمیشه زندگی خالی باشه...

وقت هایی که فراموشش میکنم بیشتر خلا نبودنش رو حس میکنم. وقت هایی که سرگرم خودمم بیشتر نبودنش آزارم میده...

خدایا منو بابت تمام خطاکاری هام ببخش... بابت فراموشکاری هام...

نوشته شده در پنج‌شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 10:09 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) |

دلیل اینکه مثل یک بیمار حرف گوش کن دو تا پنی سیلین به جسمم تزریق کردم نامشخصه ولی خیلی داغونم کرد. حالم عجیب شده، بدن درد همراه سرگیجه و بی حالی و ...

نوشته شده در پنج‌شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 00:19 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (2)

گاهی هی مرور میکنم، مگه من چی از زندگی میخوام...

حتی پول هم به اندازه شرافت و انسانیت برام مهم نیست. ولی یهویی همش درگیر مسائل و آدمای پیچیده میشم. مقصر من نیستم بخدا، انگار سرنوشتم اینجور رقم خورده...، میشه من خودمو بکشم کنار....

خدا من که خودمو کشیدم کنار ولی انگار قرار نیست سالم و بی دغدغه زندگی کنم و این سرنوشت منه....

نوشته شده در دوشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 20:54 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (3)

امروز یک خانومه کل دستهاش رو گذاشته بود توی حنا...

یادمه عصمت که برای خوزستان بود هم دستاش و هم پاهاش رو طبق رسم خودشون حنا گذاشته بود. با دیدن این خانوم یاد عصمت افتادم و اینکه چقدر خوبه خیلی ها هنوز فرهنگ و نگاه خودشون رو دارن. یادمه اون موقع بچه ها هی میگفتن عصمت این کارا چیه خب اینجا محیط دانشگاس جدای دلایل منطقی که همیشه نمیتونه آدم رو قانع کنه، کارش رو دوست داشتم و کاملا خودش بود، و لذت می برد از اینکه دستاش حنایی هست. درست مثل لحظات لاک زدن ...  اونقدر که حتی وقتی بهش غرغر کردیم با دلیل توضیح میداد که اونجا گرمه و حنا یک گیاه خنکِ و ... که حتما دلایل علمی هم داره...

این "خود بودن" خیلی به دل می شینه...

نوشته شده در یکشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 22:59 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (1)

فاطمه سال 89 رو مرور میکردم ... دفتر خاطرات قدیمی رو میخوندم. خیلی با اون فاطمه غریبه ام. انگار یکی دیگه نشسته جلوم داره باهام حرف میزنه. گاهی باید چند بار بخونم تا بفهمم منظور خودم رو...

پسرفت رو به شدت می بینم...

عکس از نوشته های قدیمی حال روز الان خودم رو سالها قبل پیش بینی کردم.


+ خدایا تغییراتمون رو رو به رشد و مثبت قرار بده... این همه پسرفت حق من نبوده...

نوشته شده در جمعه 8 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 20:22 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (3)

چیزی که هست من ایمان قوی دارم و مطمنم زندگی و وعده های خدا حقیقت داره و ته دلم مطمنم و وقتی در حال گناه و از تجاوز از حدود خدا هستم مطمن تر میشم ...

حتی توی لحظه خطا کاری هام خدا رو بیشتر دوست دارم و خودم رو نزدیک تر می بینم...

نمیدونم این چه نشانه ای برای من. ولی من بعد از اون لحظه ها همیشه همونقدر قوی می مونه ایمانم...

نمیدونم چرا عمل نمی کنم...

توی دلم پر از شوق عبادت هست. پر از شوق دوست داشتن معبودی که همیشه دوستم داشته و مطمنم همراهم هست همه جا همیشه...

...


گاهی فقط دوست دارم پرواز کنم ...از زمین بلند بشم... لحظه هایی که مطمنم...


نوشته شده در سه‌شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 01:22 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) |

امروز توی پاساژ فریده دوست و هم نیمکتی اول دبیرستان رو دیدم . یادمه بعد از گرفتن دیپلم سریع با پسر عمه اش ازدواج کرد. یه دختر 6 ساله داره و الان شکم دومش رو باردار بود. چقدر زود میگذره...
ناخودآگاه بعضی از خاطرات برام مرور شد. وقتی تایم صبح میرفتیم مدرسه سر کوچه منو بهاره همیشه منتظرش بودیم وقتی میرسید یه پسره که عاشقش شده بود، پشت سرش می دیدیمش. طفلک پسره 7 صبح از خواب پا می شد و چند قدم عقب تر از ما می اومد و تا جلوی در مدرسه همراهیمون میکرد. هی میگفتیم فریده اصلا پسری که هفت  صبح از خواب پا میشه میاد میرسونت و به همین راضیِ، مرد زندگی ه... :))) هفت صبح ما به زور میرفتیم مدرسه اون همیشه بیدار بود و سر پستش تا فریده برسه :)))) مدل دختربازی های قدیم مرورشم قشنگ تره حتی!

نوشته شده در دوشنبه 4 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 23:28 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (5)

سرماخوردگی چهارمم رو اعلام میکنم...

نوشته شده در یکشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 23:39 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (1)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
نوشته شده در یکشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1395ساعت | 02:04 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (0)

  1    2    3    4    5    ...    45  >>