دختـــر کـوهستــــان
X
تبلیغات
رایتل

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

همه چیز از دوست داشتن شروع می شود...

حتی اختراع کردن یک وسیله ای که جهان و بشریت رو تحت تاثیر قرار دهد. مثلا من دوست دارم یک چیز اینجوری داشته باشم. که اون کار رو برام انجام دهد...

حتی زندگی کردن خلاقیت می خواهد ...

نوشته شده در سه‌شنبه 28 دی‌ماه سال 1395ساعت | 01:07 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (0)

خیلی دخترها هستند مردی شبیه رویاهایش را پیدا نمی کند، ممکن است مرد شما یک بداخلاق مغرور باشد، که به خنده ها و رویا بافی های شما نگاه عاقل اندر سفیح (صفیح-سفیه و...) یا همان  نگاه عاقل به احمق  بیاندازد. حتی بی ادب که خیلی تاکید دارد باید عادت کنی به این اخلاق، یا حتی آنقدر بی حوصله که وقت تراشیدن ریش هایش را نداشته باشد، از همین مدل مردهای در حال انقراض که بر این عقیده اند خیلی کارها مردانه اند و به شما ربطی ندارد،  خیلی خلاصه حرف بزند، خشونت در سراسر وجودش احساس شود... و آنقدر ویژگی های عجیب که انگار در سیاره دیگری زندگی می کرده ! ولی تلاش کنید حتما یک قلب مهربان که شما را تا ابد دوست دارد در آن هیکل بی شاخ و دم پیدا می شود...

# مردها موجودات لطیفی نیستند این را از مغزتان بیرون کنید...
# مشکل دخترهای مثل من اینه که حتی توی ذهنمون هم مستقل بار اومدیم و نهایتا یک شاهزاده سوار بر اسب که کاری با استقلال و ... مان نداشته باشد در ذهنمان پرورش داده ایم. جدای از اینکه بابا اون ها تو قصه هاست و واقعیت اینه که می بینی...

نوشته شده در سه‌شنبه 28 دی‌ماه سال 1395ساعت | 00:18 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (0)

" ما آدم‌ها آرام آرام انقدر خودمان را سانسور می‌کنیم که تبدیل می‌شویم به آدم‌های دو رو یا چند رو و بعد اگر کسی بلد نباشد دروغ بگوید انگشتمان را سمتش می‌گیریم."

از مصاحبه هایی که در نت میخواندم...

نوشته شده در دوشنبه 27 دی‌ماه سال 1395ساعت | 23:32 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (0)

بله ! شنیدم اگه جیش پسر بچه دو ساله رو بریزی جلو در خونه بختت باز میشه!!


# دو ساعته دارم به این ایده و فکر میخندم. همش تو فکر حامدم . عید که اومد میبرمش جلوی در جیش کنه :)))) یا بگم جیش رو فریز کنه یا با بسته بندی مطمن پست کنه برام. تا عید شاید بختم باز بشه خب :))))

# خونه ما که هم کف هست مشکلی نیست. به قول دختر خاله که توی آپارتمان زندگی می کنند، اگه بخت اون پیرمرد پایینی باز شد چی؟! کی مسئولِ؟!

# استیکر یک عدد فاطمه در حال ریسه رفتن :))))

نوشته شده در دوشنبه 27 دی‌ماه سال 1395ساعت | 22:22 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (3)

چقدر میتونه جهان بینی آدم ها با هم فرق داشته باشه...!

فاصله ها از همین جا شروع میشه...


# فاصله من و تو از اینجاس تا آندرومدا


نوشته شده در شنبه 25 دی‌ماه سال 1395ساعت | 23:18 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (0)

احساس های عجیب دارم... تصمیم های عجیب تر می گیرم...

نوشته شده در شنبه 25 دی‌ماه سال 1395ساعت | 23:08 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (2)


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 25 دی‌ماه سال 1395ساعت | 23:06 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (1)

چطوره بعضی روزها ازخواب بیدار میشی ، احساس می کنی غم دنیا رو دلت داره سنگینی میکنه!

نوشته شده در شنبه 25 دی‌ماه سال 1395ساعت | 10:50 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (1)

خب جهان در حال انبساط هست، این خیلی طبیعی هست که آدم ها  از هم دور و دورتر شوند...

نوشته شده در شنبه 25 دی‌ماه سال 1395ساعت | 00:46 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (0)

دوست دارم برم یک جای بلند مثلا قله اورست رو فتح کنم بعد نو ک قله که رسیدم نیشم رو تا بنا گوش باز بزارم، برا همه آدمهایی که منو نمی بینن دست تکون بدم و بازم هم هی جیغ و هورا ... اینجا من خوشحالم ولی وقتی توی اووج باشی کسی نمی بینتت، باور کنید دیده نمی شید. ولی اون وجد درونی رو دوست دارم...
تمام مسیر و سختی ها رو تحمل می کنم بخاطر اون وجد درونی توی همون لحظه و لحظات بعد از اون و خاطرات اون لحظه...

نوشته شده در چهارشنبه 22 دی‌ماه سال 1395ساعت | 00:36 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) |

مثل رنگین کمانی که در شب می درخشد...

نوشته شده در چهارشنبه 22 دی‌ماه سال 1395ساعت | 00:10 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) |

یک زن فقط کافیه "زن" باشه، یعنی ماهیت زن بودن رو درک کنه، بفهمه "مرد" ماهیت خلفتش چی هست و "زن" چی هست...، اینجور برای قدرت نمایی و نشان دادن خودش دیگه نیاز نیست ادای فمینیسم ها  و دربیاره...


# متاسفانه نسل من و امثال من اکثرن دخترهای لوووس داره، که به اخمی اشکش درمیاد با یک قربون صدقه رفتنی شل و ول میشه. خودمم همینطورم. دختر رو جوری بار اورده این نسل که فک میکنه احمق بازی دربیاره جذابتره، یا بچگونه و لوس باشه دوست داشتنی هست، پر توقع بار اومدیم و از دختر بودن فقط زیبایی ظاهری رو یاد گرفتیم. ما قراره بشیم مادرهای نسل بعد مثلا! بزرگ نمیشیم، وقتی ام ازدواج کنیم انگار جوجه دو روزه ایم هی یکی باید قربون صدقمون بره و بهمون توجه کنه و گرنه همش گریه و اه و ناله و نق نق!! هر چیزی حدش خوبه... مقصر اینه پسرهام اینجور پسند شدن. این رفتارها بعد از مدتی خسته کننده میشه، نتیجه اش میشه طلاق یا دوستی های ناپایدار حتی...

یک زن رو فقط باید شدیدا بهش احترام گذاشت و باهاش مثل ملکه ها رفتار کرد، البته یک مرد هم باید مثل پادشاه باهاش برخورد کرد.

از زوج های اطراف فقط دری وری و بد و بیراه و فحش یاد گرفتم. میگن اگه نباشه دیگه زندگی غیرقابل کنترل میشه!!!! گندبزنن چنین سیستم کنترلی رو.

پسر و دختر از بیخ مشکل داریم، مشکل از تربیت ماهاس، این کودک درون خیلی مزخرفه، یک زن باید ملکه درون داشته باشه و باهاش بزرگ بشه، یک مرد هم بایدبا پادشاه مقتدر درونش پرورش پیدا کنه...

علت طلاق ها کامل مشخصه، علت ها خلاصه میشه توی اینکه من نمیدونم زن یعنی چی و مرد هم خودش رو نفهمیده...



نوشته شده در سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1395ساعت | 00:57 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (2)

اینکــه مجبور نیستی از کاری به خاطر کار دیگه ای دست بکشی بزرگترین لــذت هست...

نوشته شده در دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1395ساعت | 11:20 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (0)

صدا سیمای مرده پرست...

با سریال هاش که یه پیام اخلاقی درست رو نمیرسونه... عشق و به گند میکشه، حتی جنایت کارهاشم به جنایتکار نمیبره، همه چی رو با هم قاطی میکنه در آخرم یه سری آدم بدبخت از سریالها باقی میمونه...

نوشته شده در دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1395ساعت | 10:35 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (4)

زندگی فقط جنگیدن هست، مبارزه دائمی تا لحظه مرگ...

نوشته شده در دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1395ساعت | 10:30 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) |

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
نوشته شده در دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1395ساعت | 09:16 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (1)

رفسنجانی هم رفت...

از بچگیم  دوسش داشتم. ناراحت شدم از مرگش، هر وقتم به هر کی گفتم دوسش دارم فحشم داد...

نوشته شده در دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1395ساعت | 08:50 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) |

نمیدونم چه مرگم شده...!

نوشته شده در یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1395ساعت | 15:39 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) |

دوست دارم یک دوره "دف زنی" برم...
نوشته شده در جمعه 17 دی‌ماه سال 1395ساعت | 23:05 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) | نظرات (0)

خواب دیدم صورتم سیاه شده! واااای خدا چرا آخه!؟

نوشته شده در جمعه 17 دی‌ماه سال 1395ساعت | 08:28 توسط لحظــهـــ (◕‿◕) |

  1    2    3    4    5    ...    43  >>