دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران
دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

 نمیدونم چراااا از پاسکال خوشم میاد  

زندگیش واسم جالبه برعکس خیلی ها که خسته کنندس   

این یه ذره ازنوشته های فلسفی شه:

 

بلز پاسکال بر این عقیده بود که برای فهمیدن چیزی   

باید از آن چیز فاصله گرفت  تا آن را مورد داوری قرار داد.   

اما برای شناخت قلبی همان چیز باید آن را بتوان احساس کرد.   

این احساس آگاهی فرد نسبت به آن مسئله است.   

او می‌گفت شما در دنیای بسیار پر سر و صدا زندگی می‌کنید   

و این سر و صداهای غیر طبیعی که به دست بشر به وجود آمده   

به حس‌های شما حمله‌ور می‌شود و سکوت را از شما دور می‌کند.   

انسان به گونه‌ای تربیت شده که همیشه از سکوت در فرار است.   

در نظر بسیاری از اشخاص تنها بودن نوعی کابوس است   

و تمام گرفتاریها و بدبختی‌های انسان از آنجا ناشی می‌شود که   

او نمی‌تواند در سکوت تک و تنها در اتاقی بنشیند   

و حرف نزند. 

 

عمو پاسکال خودمه دوکسش دالم 

 

نظرات 6 + ارسال نظر
نونوچه چهارشنبه 26 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 10:48 http://nonoche.blogsky.com

اوخی ...
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای ... خیلی این شکلی بود جمله ش!!!
به افتخارش
پاسکال هیپ هیپ هورا
پاسکال هیپ هیپ هورا
پاسکال هیپ هیپ هورا

فدات نونوچه جونم

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

الدان پنج‌شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 03:08 http://anahno.blogsky.com

افل
بازم افل شدم
اول فکر کردم برنامه نویسی پاسکال رو میگی؟

فک میکنم دوفم شدی

خسته مماشی

شقایق پنج‌شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 10:22 http://bikaranegi.blogsky.com

کارت خوب بود به منم سر بزن

اوکی

الدان جمعه 28 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 04:14 http://anahno.blogsky.com

نونوچه اینقدر منو اذیت نکن
میمیرم بعد گریه میکنی میگی حیف شد عجب پسر گلی بود
(ممنون)
در ادامه:کاش اذیتش نمیکردم آی الداااااان وای الدانم پرپر شد خدایا چه اشتباهی کردم حرفای گوهر بار الدانو گوش نکردم
بابام بهم عیدی داد یه توپ فلفلی داد.
دفعه بعد من اول میشم فینگیلی
راستی اسم مادر منم فاطمه ست
میدونی فاطمه یعنی هسته خرما
و بهزاد اسم اسب گشتاسب بود
تنها خری که اسم به این زیبایی رو اسبش گذاشته گشتاسبه

چه داستان غم انگیزی چه سرنوشت غم انگیزی!!!! نونوچه یه فکری واسش کن داره از دست میره حیفه

چه رقابت سنگینی شده

نیدونم منظور خدا از هسته و خرما و مادری که کودک خودش رو از شیر گرفته یعنی چی؟؟؟!!! ولی امام صادقم میگه یعنی پاک و پسندیده نظرات زیاده

هنوز خدا رو شکر کن اسم اسبش بوده اسم خرش نبوده
فک کنم اسبش خوشل بوده که اسم خوشلم داشته

الدان جمعه 28 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 04:15

بگو خب حالا که چی؟

حالا که چی؟

آنا یکشنبه 30 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 18:37 http://ana_hita.loxblog.com

خیلی قشنگ بود خوشم اومد
منم از پاسکال خوشم میاد

فدااااای شما

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.