-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 آذرماه سال 1404 02:56
-
احساسات آدم رو ضعیف میکنه
سهشنبه 22 مهرماه سال 1404 05:05
واقعیت مرگ هم همینه آدم خودشه و خودش . تنهای تنها! اینکه اگه آدم میتونست شبیه ماشین رفتار کنه خیلی موفق میشد! نقطه ضعف آدمها احساسات هست. احساسات آدم و ضعیف میکنه!
-
واقعیت ها
سهشنبه 22 مهرماه سال 1404 05:02
درسته همه اتفاقات زندگی قسمتی از فرآیند رشد ما بوده ، ولی... ولی اگه برگردم عقب میدونم ۸۰ درصد صمیمیت ها الکی و بی فایده هستن! زندگی خیلی دیر واقعیت ها رو نشون آدم میده، وقتی که دیگه عمر آدم گذشته! خیلی از دوستی ها، رفیق بازی ها و حتی روابط خواهر برادری و ... فقط نابود کننده هستن. فقط تو رو از مسیرت دور میکنن. هیچ کس...
-
حیات دوباره
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1404 01:14
هر انسانی متعلق به دنیایی است که ممکنه در طول مسیر زندگی گاهی گمش کنه. احساس میکنم دارم احیا میشم
-
۱۴ مرداد ۱۴۰۴
سهشنبه 14 مردادماه سال 1404 00:21
روی تمام هدف هایی که نتونستم بهشون برسم خط کشیدم! فراموششون نکردم ولی زندگی فعلا مجال رسیدن به اونها رو بهم نمیده! ولی بجای اون تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم! روی رشد شخصیت خودم، روی پرورش روح و روان خودم، قدرت روحم رو بالا ببرم و آسیب پذیری خودم رو به حداقل برسونم! نیاز دارم قوی تر باشم...
-
صلح درون
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1404 22:44
برای رهایی باید چکار کرد؟! رهایی از نشخوارهای فکری! رهایی از افکاری که مثل زنجیر به پاهام بسته شده!؟ دوست ندارم ببخشم آدمهایی که آسیب های وحشتناکی بهم زدن! اما نمیدونم دقیقا چکار کنم تا روحم و جسمم راحت بشن! شاید بهتر باشه خودمو ببخشم بخاطر اشتباهاتم. نمیدونم کجای کار میلنگه که این پازل کامل نمیشه؟ چطور صلح کنم با...
-
بی چارگی
شنبه 16 فروردینماه سال 1404 01:20
نمیدونم چ کاری بلدم! از چه کاری شروع کنم. چطور ادامش بدم! حتی نمیدونم کی ام و چرا هستم! چکار کنم. من خدا رو خیلی وقت صدا نکردن ولی اگه هستی نشونه هات و بفرست تا ببینم! خدایا این همه غم و درد سزاوار نبود، سزاوار نیست. ی جایی تمومش کن...
-
بازیگر قوی
شنبه 16 فروردینماه سال 1404 01:15
قوی بودن فقط اون لحظه ای که هیشکی به تخمت نیست.
-
۲
سهشنبه 27 آذرماه سال 1403 09:55
قوی شدن فقط اونجا که دیگه تنهایی نمیترسونت، بزرگ شدن فقط اونجا که میتونی احساساتت رو کنترل کنی زندگی بهت یاد میده توجه دیگران کمترین اهمیتی نداره سلف لاو و اینکه خودت رو دوست داشته باشی و به خودت اهمیت بدی بهترین کاری که هر کس در حق خودش میتونه انجام بده یاد میگیری با خودت صلح باشی با خودت مهربون باشی خودت رو ببخشی...
-
نه ناراحت نه ترسو
یکشنبه 25 آذرماه سال 1403 00:09
هیچ وقت خدا رو به این شکل توی قلبم احساس نکردم. انگار ترس هام کم کم رنگ میبازن و نور امید وارد قلبم میشه پر از امید بدون هیج انتظاری از کسی.... همراه جریان زندگی
-
۱
جمعه 23 آذرماه سال 1403 00:44
-
31 فروردین 1403
جمعه 31 فروردینماه سال 1403 23:24
چقدر دلم حال وهوای اینجا رو کرده...
-
نوجوانی
دوشنبه 17 مهرماه سال 1402 00:13
شبها که به آسمون خیره میشدم خودم و فضانورد تصور میکردم، غرق رویاهام میشدم، آرزوهای کوچک و بزرگی که داشتم...
-
پری سرگردان رودها....
دوشنبه 17 مهرماه سال 1402 00:11
یکهو وسط رودخانه رویایی ظاهر شد، آنقدرها هم ترسناک نبود ، من در حالی که وسط آب قدم میزدم و پاهایم از سرمای زیاد بی حس شده بود درجا خشکم زد، ترسیدم ولی به روی خودم نیاوردم، انتظارش را نداشت ، خندید گفت میدونی الان راحت میتونم غرقت کنم؟ در حالی که نگاه چشمان یخی اش میکردم گفتم آیا غرق کردن من روحت رو آرام میکنه، با...
-
مثل جادوها
دوشنبه 17 مهرماه سال 1402 00:00
نمیدونم نوشتن و نویسنده بودن به خیلی کتاب خوندن یا آموزش زیاد دیدن، ولی منی که تو دنیای واقعی وسط گند و کثافت های ایران و خاورمیانه دارم زندگی میکنم، قطعا جای بهتری بجز رویاهام نمیتونه خیالم رو بابت زندگی ایده آلم راحت کنه.... منظورم خیالبافی و رویاپردازی و گند زدن به زندگی نیست... منظورم قصه های خوب و پایین خوش داشتن...
-
مثل قفس میمونه...
شنبه 11 شهریورماه سال 1402 00:53
شب که میشه به همه آرزوهام فکر میکنم که سوختن... عمری که داره میره... روزهای سختی که میگذره...
-
از لذتها
شنبه 14 مردادماه سال 1402 01:13
مثلا از دیدن اشیای هندسی ، حتی تصاویر هندسی لذت میبرم
-
از لذتها
شنبه 14 مردادماه سال 1402 01:12
مثلا از دیدن اشیای هندسی ، حتی تصاویر هندسی لذت میبرم
-
روزگار نامراد
جمعه 18 آذرماه سال 1401 23:49
-
لذت تفکر
چهارشنبه 16 آذرماه سال 1401 00:28
فکر کردن خیلی لذت بخش است، اینکه کجای جهانم و دنیا در هر نقطه چگونه است... دوست دارم زندگی کنم. گاهی دوست دارم خیلی زیاد تلاش کنم و گاهی دوست دارم راحت بدون دغدغه باشم. شب ها مثل فیلسوف ها می شوم و روزها تبدیل به مادر خانه داری که هر روز حسرت تحصیلات بیهوده اش را میخورد.
-
۱
چهارشنبه 27 مهرماه سال 1401 11:04
زندگیم شده کوره سوختن آرزوهام، تلخ هست ولی واقعا همینه
-
۱
چهارشنبه 27 مهرماه سال 1401 11:04
زندگیم شده کوره سوختن آرزوهام، تلخ هست ولی واقعا همینه
-
و وی آه میکشد...
یکشنبه 8 خردادماه سال 1401 09:48
وقتی می بینم کسی جایی قرار داره که قبلا آرزوی من بود و اگر شرایط تغییر میکرد منم به آرزوهام میرسیدم...
-
پالس های مثبت
پنجشنبه 26 اسفندماه سال 1400 11:00
هنر احساس مثبتی رو بهممنتقل میکنه، دیدن آثار هنری ، کارهای خلاقانه دیگران ،ذوق و انگیزم رو زیاد میکنه، انگار میدونم چی میخوام. انرژی رو دقیقا توی سرانگشتام احساس میکنم
-
میان آرزوها
جمعه 15 بهمنماه سال 1400 20:34
-
قلب کوچکم
سهشنبه 28 دیماه سال 1400 17:01
حالا که دعوتش کردم به این دنیا، اونم توی ایران با بحرانی ترین روزهای تاریخش وسط خاورمیانه، مهمترین چیزی که باید یادش بدم تسلیم نشدنِ
-
به وقت ۲۷ آذر ماه ۱۴۰۰
شنبه 27 آذرماه سال 1400 16:48
باید از خداوندگار نی نی ها سپاسگزاری کرد خدایا شکرت برای این دختر زیبای من نور به قلبم تاباندی
-
روزها پر شتاب میگذرند
شنبه 22 آبانماه سال 1400 07:09
روزها هیچ وقت منتظر ما نمیمانند تا کارهای عقب افتادهمان را بعدا به سرانجام برسانیم...
-
روز های دور افتاده
شنبه 22 آبانماه سال 1400 07:07
گاهی اوقات به خیلی چیزها فکر میکنم، آرزوهایی که هیچ وقت محقق نشد، شاید برایشان هیچ تلاشی نکردم. آنقدر چرخ زندگی به کام ما نچرخید تا روزگار ما رو جایی گذاشت که هیچ وقت فکرش را نمیکردیم... گاهی فکر میکنم اگر بیشتر تلاش میکردم و یا پدرم پولدارتر بود و خیلی مشکلاتی که پیش آمد ، جلویش می ایستادم و تسلیم نمی شدم، الان شاید...
-
هفته ۳۶
شنبه 22 آبانماه سال 1400 06:58
آنقدر ذوق در دلم می پراکند که گویی با خود کولهباری از امید و آرزوها همراه دارد...