دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران
دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

خداااااااااا آخه چرا من اینقدر گاگولم

وااااااااااای خــدای 

امروز خیلی بد بود خیلی 

راااااااااااااستی تولد وبلاگمم بود اینقدر درگیر بودم که نشد بیــــــــــام


دیشب یه آقاهه بم زنگ زد جواب ندادم...

پیام دادم شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گلی پیام چرت و پرت داد که آره شما در حق من یه لطف کردین من میخوام جبران کنم( جبران بوخوره تو اووون سرت) گفتم الان نصفه شبه مزاحم نشید فردا زنگ بزنید ول نکرد که...

من چند هفته ای خطم از گم میشه نمیفهمم گم شده!!! من هیچی از تو گیفم برنداشتن فقط خط ایرانسل آشغالیم رو برداشتن  میگم برداشتم چون اگه افتاده بود اول رمم می افتاد نه خطم همه چیز سرجاش بوده واسه همین من اصلا فک نمیکردم خطم نیست...

خلاصه من که میفهمم خطم نیست میرم میسوزونمش، فک میکردم یکی از بچه های خوابگاه واسه کارایی که همیشه میکنن این کار رو کردن حالا می بینم ...

امروز صب واسه تماس هها تهدید های دیشب این آقای نسبتا محترم خیلی کلافــه بــودم رفتم کارآموزی ولی نتونستم بمونم رفتم پیش آقــایی ایکس که تو شورای حل اختلاف بود ازش بپرسم اینا یعنی چی؟؟ نبــود(( الـان فهمیدم شانس یعنی این))

منم مثه ان گـاگولا اومدم از همون جا زنگ زدم بش(( خریت یعنی کار من که حس ماجراجویی داشتم)) بم گفت رییس فلان جااااااااام(( بعد فهمیدم طرف از یه جا نمیخوره دستش تو هزار تا کاسه اس، فقط آموزش و پرورش نبود که از قوه قضاییه بگیر تااااااااااا هر کجا که ذهن بشر نرفته))

من رفتم پیشش چراااااااا هنوز نمیدونم، کلی تهدیدم کرد  من مثه این خراااااا ترسیدم بد شانس تر از اون که آقــای ایکس نبــود تو خونـه ام کسی نبود همه رفته بودن بیرون خارج از شهر منم گیر کرده بــودم دور از جونم() مثه خر تو گل ( یارو مگه دیگه منو ول میکرد)

اعصاب که نداشتم اصلا نمیدونستم دارم چیکا میکنم... اومدم رفتم پیش آقــای ایکس دیدم اومده...بش گفتم گفت آخــه چرا بلند شدی رفتی طرف شکایت داره میــره مراحل قانونیش رو طی میکنه اصلنم به تو ربطی نداره تو خطت رو گم کردی سوزوندیش تاریخشم داری...

آقای ایکس این آقای نسبتا محترم رو میشناخت شمارش رو ازم گرفت زنگ زد بش...

اومد

باش حرف زد که این خانم چقدر دختر گلیــه اصلا چند وقت پیش ما بــوده تو همین شورا و اینــا کلی کمکمون کرده(( منم ذوق))

ولی این آقا کلا فقط پی منافع خودش بود...

سرتون رو درد نیــارم اشتباه بعدی من این بود که این آقا دوباره منو برد گفت بیا بریم پیش فلان آقا که رییس فلان جااااااا باشه بیا بگو که ماجرا اینه!!! منم رفتم (((میگم خرم واسه اینه)))

از اونجا کشوندم یه جایی( بازم خریت) یه آقا بود خیلی ببیخشید ولی بوی شعور رو تا بحال استشمام نکرده بود... به من همه تهمتی زد... ( منم که کسی بام نبود)

مجبورم کرد یه نامه ای رو امضا کنم کنــار نیــومدم باز تهدید کرد منم اصلا اعصاب نداشتم نمیدونستم چی داره میگذره دور و برم( گاگولیم واسه این بود ، خاک بر سرت کنن دختر توام آدمی میــری ماجراجویی)

الان که دارم داستان رو میخونم میبینم اصل ماجرا رو تعریف نکردم!!!

حالا اصلش رو آخر میگم بخدا پاک کردنش زور داره اونم با حالی که من دارم

اونی که خط من برمیداره ( خدا به زمین گرم بزنتش) با خط من علیه آقای نسبتا محترم پیام میده به نماینده شهر و فرمانداری و کلی از این گردن کلفتا که فلانی اصلاح طلبــه!!! . کلی حرف دیگه که بمانــد...

از یه طرف دیگه: به خانم یکی تهمت میزنه که همسرت رو با فلانی ... (( خیلی اسش زشت بود هر فکر پلیدی میتونید کنید بکنید)) حالا طف فرهنگیــه بهجای اینکه پیگر شماره بشه میره میزنه زیر گوش زنش جهت کاشت بادمجون(( واقعا که)) بماند که هر کی شنید یه چیز گفت همون چیزی که شما دارید تو مخیلتون میگید...

ایــن آقا 30 یا 30 یود و واسه اهداف خودش ازم اممضا گرفت( دیگه اهدافش رو نمیگم)

به کی از دوستام که باباش 30 یا 30 نه هراز تا سی شدیده زنگ زدم کلی بم حرف زد که برو نامـه رو بگیر فــردا بعد سالهــا میفهمــی یه پرونده قطور داری ( بــازم ترسیدم ولی مفید بود)... این نیز با یک ساعت نه بیشتر حرف زدت تلپاتی با دوستم گذشت

یه ساعت بعد داداشم رسید( الهــی فداش شم

داداشم شماره طرف رو گرفت حسابی زنگ زد بش رفت دیدش!!! تهدیدش کرد که چراا خواهر من تهدیدکردی  میــرم ازت شکایت میکنم تو وزرات خونــه آشنا دارم(( ائلش فک کردم خالی بسته طرف بترسه بعد دیدم نه راست بود)) گفته بود امتحانش ضرر نداره میتونم ازتون شکایت کنم...

طرف خیلی ترسو بود(( من چرا نفهمیده بودم)) نمیدونم ولی مطمئنم اصلا با موقعیتی که داشت دوست نداشت واسش اتفاق بدی بیافته(( یه انتحاباتی جدیدا نزدیک هست از هموناس))

قراره فردا برم نامه رو بگیرم بعد بره هر جا که میخواد شکایت کنه و پیگیری کنه...

بعد میام بتون سر میزنم اصلا حال ندارم


نظرات 6 + ارسال نظر
الدان دوشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 00:08 http://anahno.blogsky.com

افل افل افل

آفلیـن

الدان دوشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 00:16 http://anahno.blogsky.com

تو چیکار کردی دیوونه؟
من که نفهمیدم چی نوشتی فقط میدونم خعلی کله خرابی

نیدونم خر بازی
میــدونم

رفتــم درستش کردم یه کاری کردم آقاهه خیلی ترسید اصلنم بش سلام نکردم نامه رو گرفتم پارش کرد گفتم لطف کن پاره هاشم بم بده کلی بش حرف زدم اینبار من تهدیدش کردم

بهار دوشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 00:21 http://dostpesarha.blogsky.com/

سلام فافا جون.
با خودت داری چیکار میکنی؟ حالت واقعا خوب نیست واسه یه خط تلفن چرا خودتو داری تیکه پاره میکنی خوب خاموشش کن. من ۴ تا خط دارم که هر کدوم شرایط خاصی داره.دیگه نامه بازی نمیخواد که

سلاااااااااااام بهار جونم
می خواستم کمکش کنم ولی بعــد فهمیــدم اصلا آدم نیست

الدان دوشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 11:47 http://anahno.blogsky.com

سلام
آیه بعدی رو لطفا بگو

سلاااااااام

گفتم

شلیر دوشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 16:38 http://chiroki-dl.blogfa.com

واااااااااااای......واسه منم روز خیلی بدی بووود.....بدتر از همه اینکه ایمیلام حذف شدن که انقد اعصابم خرد شده که نگو

کابوس بود
خدا رو شکر تموم شد
ایشالا حال توام خوب میشه شلیر جووووووونم اشکال نداره

مترسنج سه‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 09:34 http://dar300metri.blogsky.com/

خداقوت

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.