قسمتی از خاطراتم ِ اینجا میذارم تا هیچ وقت فراموشم نشه
دوست داشتین بخونین دوست نداشتین نخونین
آخی یادش بخیر شبا تا صب بیدار بودیم با بچه ها تو خوابگاه خرابــکاری میکردیم
یه بار تا ساعت 4 صب بیدار بودیم آخرشم تصمیم به دزدی گرفتیم، رفتیم فرش اتاق کناریمون رو دزدیدیم قایم کردیم تا 2 روز فرش نداشتن،میدونستن کار ماست ولی جرات نداشتن حرف بزنن
کافی بود با ما یه شوخی کوچیک کنن خودشون پشیمون میشدن هه هه هه یــه لیوان آب می پاشیدن میرفتیم کل اتاقشون رو خیس میکردیم
شب امتحان کتاشباشون رو میدزدیدیم یوهووووووووو بعد گرفتن باج پس میدادیم
تصویر زیر رو مشاهده کنید:
کار من نیست الان فک نکنید کار منه
بعد انفجار فهمیدن که کتری ام داشتن رو گاز
من فک میکنم جنس کتریش خوب نبوده
.
.
.
شبایی که کفش ها و دمپایی های بچه ها رو قایم میکردیم فردا صب میخواستن برن کلاس وای که چه کیفی میداد میدونستی کار کیه ولــی سرپرست و همه رو گمراه میکردی...
.
.
.
کار شبای زمستون:
بعد از ورود به اتاق ها به صورت کاملا آرام و مخفیانه درجه بخاری و تا آخر زیاد زیاد میکردیم بعد در اتاق رو از پشت می بستیم هاهاهاهاهاها
یا محکم میکوبیدم در اتاق در اتاقا بعد د ِ برو که رفتی
ساعت 3 شب تو سالن میزدیم زیر آواز
یــه شب کار مثبت و قشنگ و لطیف خواستیم کنیم مثل حرکت زیر
البته بماند که بچه ها فردا صب چقدر عصبانی بودن
میخواستیم وسط حیات این کار رو انجام بدیم ولی دلمون سوخت گناه داشتن
یاد سیمیچی افتادم
سیما جونم دلم بلاش یه کوچولو شده
خیلــی بده تمام دوستام که باشون از این خراب کاریا میکردم دیگه نیستن همه انتقالی گرفتن
سیما - مژگان - شیوام که دیگه پیشم نیست
پریسام رفت!!! هی
من برگردم به اون خوابگاه دق میکنم
آخی یاد مژگان بخیر
یه روز صبح ساعت 7:30 بیدار شدم آماده بشم مثلا ساعت 8 صب کلاس داشتم، مژگان بیدار شد گفت فافــا بگیر بخواب من حال ندارم بیام، من که تا دم در رفته بودم و خواب آلو بودم اصلا بدون تفکر و تحلیل برگشتم باز گرفتم خوابیدم، 15 مین بعد باز بیدار شدم داد زدم بیدار شوووووووو اگه این بار نریم حذفیم!!! اونم یهویی از خواب پرید، با نیم ساعت تاخیر رسیدیم سر کلاس و تا میشد به این حرکت من میخندید تو چطور رفتی این همه راه رو باز برگشتی خوابیدی
!!!
سر کلاس منو مژی: اون که هندس فری میذاشت منم نقاشی میکشیدم... فقط کافی بود استاد حرفی بزنه که جای بحث داشته باشه مژی که اهل ابراز وجود بود بااون صدا بلندش حرف میزد، یه پسره بی ادب با لهجه غلیظ اصفهانی میگفت باز دو کلمه از مادر عروس استاد شما ادامه بدین ... و کل کل ادامه داشت...
یادش بخیر بیدار موندم به دوستم ریاضی یاد بدم یاد نمیگرفت از ساعت 2 تا 5 صب رو یه مبحث مونده بود آخرش گفتم تو برو گم شو بخواب من یه نیگا روش میکنم میرم جات امتحان میدم
خدا روشکر هیچ اتفاقی نیافتاد به خیر و خوشی تموم شد
...
یادش بخیر خوابگاه رو می پیچونیدم یک ساعت دیرتر میرفتیم خوابگاه
یاد کافی نتی سر کوچه بخیر عاشق مژگان شده بود مژگانم تا تونست حالش رو گرفت
آخی مژی دیگه نیست هر کدوم از دوستام بتونن بیــان ولی مژی دیگه نمی بینمش
شیوام که دیگه نمیاد خوابگاه! پریسام که به شوشوش خیانت کرد شوشوش بلدش سیمام ( سیمچی) انتقالی گرفت
اوووووووووووووووووووووووووووووووم
فقط من موندم!!!
یادش بخیر سرپرست و از تو اتاقش کشیدم بیرون بعد کردمیش مثل موش آب کشیده
بچه ها از خواب بیدار میکردیم بعد خیس میکردیم
آخی دلم دوستام رو میخواد
امشب هواشون رو کردم واسه همین تصمیم گرفتم یه سری از خاطراتم رو بنویسم
زیادن خرابکاریامون خیلی بیشتر از این چیزا بود
آخی یادش بخیر
افل افل افل
ایول بابا
میذاشتی عرقم خشک بشه
سلام دخمل خاله
مث اینکه زور نونو از من بیشتره
هورااااااااااااااااااااااااااااا به نونوچه جونم
وای خدای من!
خوب شد شماره تماسی چیزی بهت ندادم بدبخت میشدم.
خوب شد شناختم چه زلزله ای هستی
نه با دوستام فقط اینجوریم
من دخمل آروم، خوب و ...
بازم پسر عموم
نونوچه خسیسه جاش رو به کسی نمیده
پسر عمو افل بشه یعنی نونوچه افل شده ... نونوچه افل شه پسر عمو آخر شده
دختر خاله بدو بیااااااااااااااااااااااااااااا تفلده
آره این پسر عموت همیشه اول
ایوفل
هورااااااااااااااااااااااا نونوچه خودم
اومدمممممممممممممممممممم
چه جالب!!!!لری فافا؟؟؟
با اینم حساب تو دومین دوست لر منی....
حالا من چن تا کلمه ام بلدم....خاگ.....دوور....
جالبه من لرم
؟؟ اوهوم لرم

ولی تو اولین دوست کرد من هستی
ایول باااااااااااووووووووووووووووووووووو
\slg ul, idai


)
پسمل عمو همیشه اوله
نونوچه همیشه آخره پسمل عمو دلش میسوزه جاشو میده دخمل عمو دخمل عمو از شوق دستشو از کاسه ماست میاره بیرون تا بره طبقه اول
بعد پسمل عمو همه ماست ها رو میخوره
در همین حال دخمل خاله رو هم اخفال میکنه
(درس نخون
نونو چه پسمل عمو شکمویی داری


کی گفته من درس میخونم؟؟؟
من نیازی به اخفال ندالم
کاش یکی پیدا میشدمنو اخفال میکرد درس بخونم
fv, nvsj, fo,k
پاکس کن
برو درستو بخون
اول باید از وبت شروع کنی
نوموخوام
و خیلی غم انگیزه
پاک نمیکنم رهاش میکنم
viha ;kd nojv tvhvd ldai
رهاش کنی دختر فراری میشه
نه میشه دخمل درس خوووووووووووون
فکرش و کن من درس بخونم
پسمل عمو وقتی دو تا دخمل خاله با هم می حرفن یه پسمل عمو نمی پره وسط
مگه نه دختر خاله؟!
بشنو از نونو پسمل عمو دخمل خالم
اووووووووهوووووووم نونویی جونم
fgkn fgkn pvt cndk akdnl
بلند بلند حرف زدین شنیدم
کی میگه استراق سمع کنی؟؟؟؟
من نمیدونم تو چرا همیش به دو زبان حرف میزنی؟؟؟
cfhk
زبان با کلاسای نوونووچستانه خود نوونوو هم زیاد بلد نیست
فقط طبقه مرفه جامعه بلدن
نونو که رئیس جمهور نونوچستانــــــــه
مثل رئیس جمهور ونزوئلاست
کلاس نداره
بی سواته
eeeeeeeeeeeeee
پر از کلاسای گنده گنده
عوض دانشگاه خیلی گنده داله
حسود هرگز نیاسود
pjlh hsfhf fhcdi 'v,kdi
حتما اسباب بازیه گرونیه
این دانشگارو دادی داوینچی ساخیده
نه باااااااااو واقیه
بزلگه خیلی
اینو نونوییم ساخته همش بلا اونه
پیف!!!
زبان الدان بو میده!!! فک کنممممممممم تاریخ مصرفش گذشته
پسر عمو خودتــه دیگـه
سلام
راستش همه خاطراتت رو خوندم وهمه چیز برام جالب بودش ولی اونجایی که به اون اصفهانیه تیکه انداختی خوشم نیومد دستش درد نکنه شما همه رو سرکار می گذاشتین یکی پیدا شد وحال مژگان رو گرفت بدتون اومد.دم داداشی اصفهانیم گرم.بعدش بگم خیلی کارای خفنی کرده بودینا.ماهم از این کارا میکردیم مثلا مسابقه میگذاشتیم سکه روی پیشونی طرف میگذاشتیم بعدش یه قیف کاخذی هم درست میکردیم ومیگذاشتیم زیرشلوارش میگفتیم چشمات رو هم ببند وبعدش سکه رو بنداز توی قیف تا این کار رو میکرد یه لیوان اب میریختیم توی قیف وحسابی خنده بازار.یا مثلا یه دونه سطل اب میگذاشتیم روی در ودر نیمه باز بود وقتی در رو باز میکردند اولین نفر حسابی میرفت زیر اب..
سلام

مخصوصا سوزن بزاری رو صندلی استاد!!!!!
ولی تابحال جرات این کار رو نداشتم
اون پسره فوق العاده بی ادب بود، این تنها چیزی نبود که میگفت
بعد ما حرف بدی نمیزدیم فقط سوال می پرسیدیم...، ولی اون چون دوست من اهل دوستی نبود و باش دوست نشده بود حرصش رو زیاد داشت
آب بازی که خیلی خوبهههههههههههههه
فافا دستت درد نکنه ابرومون رفت حسابی حالا خوبه جریان دامادو نگفتی بهمون گفت کله قند ولی واقعا خاطراتمون خنده داره دلم واست تنگ شده
دل منم تنگ شده خررررررررررررررررررره
بوقل بعضی مخاطبا زلزله ای بودین براخودتون...
اما!
فک نکنم به این زیادیها که میگی ریشترش بالا باشه....دختر جماعت رو هرکاریش کنی لطافتش کث حافظه رام بدون تغییر میمونه...اون تصویر دمپاییا هم مصداق خیلی ناگفته هاست و هم بیگ لایک داشت
البته همه اینکارا با حضور چند کله شق دیگه هم بوده نه تنهایی. ولی همین کارها رو میکردیم. خاطرات بدون هیچ دخل و تصرفی نقل شدن!
یه سری خاطرات نقل نشده موند خیلی وحشتناک بودن:|
ممنون منو اوردین تو این خاطره:)