دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران
دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

مورچــــه عـاشق

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که


مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.از او پرسید: 


چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟


مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا 


کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او 


می خواهم این کوه را جابجا کنم. 


حضرت سلیمان فرمود: 


تواگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را 


انجام بدهی. مورچه گفت: 


تمام سعی ام را می کنم... 


حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش 


آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. 


مورچه رو به آسمان کرد و گفت:


خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به


 خدمت موری در می آورد...


تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین 

نزدیکی ست...