از هیچکس ، هیچ چیز، حتی شئ ، وسیله و ... تعریف نکنید، چون در همون حال که تعریف می کنید دارید گند میزنید بهش و ساختار زیباش رو از زیر بنا فرو میریزید....
سارینا با کلی خجالت و ناز و ادا اطوار میگه عمه بزرگ شدم میخوام شوووهررر (همینجوری بخونید با اوووی کشیده) کنم ولی به مامانم نگی هااا دعوام میکنه...
اصلا دخترا از بچگی شوهری هستن :))))) ولی دختر بچه معمولا میگه میخوام عروس بشم این مستقیم رفته سراغ اصل مطلب :))))
منم ذوق مرگ زده بودم موقع دیدن قیافه اشو حرف زدنش و اینکه داره رازش رو بهم میگه. یه عالمه قربون صدقش رفتم ^_^
این دختر لِف خودمه تو شاد بودن و خندیدن و رقصیدن ^_^
امروز وسط دریا آرزو میکردم دلم مثل دریا بزررررگ بشه، که اتفاقات و ناراحتی های کوچیک ، طوفانیم نکنه، که خودم باشم میون این همه هیاهو هاااا، که تغییر نکنم، که وقتی دلخورم هییی حرف نزنم. دلم هیچی نمیخواست...
دوست داشتم پلک هامو ببندم و برای همیشه توی اون آبی ها غرق بشم و وقتی چشم هامو باز میکنم میان یک عالمه نور باشم...
آدم دلش خیلی چیزها میخواد ولی دل من جز غرق شدن هیچی نمیخواد...
دوست داشتم توی آبی های دریا غرق بشم... توی سبزی های جنگل غرق بشم... برم تو ابرا ابر بشم، ببارم...
دلم اینجاها نیست... توی دلم دارم به همه کمک میکنم به همه اونهایی که نتونستم ، که هنوز جلوی چشمم هستن...
اینجا هستم بین همه ولی دوررررم، خیلی دورم از روزمرگی های دم دستی...
خیلی آرومم وقتی غرق میشم...