از آرامشی که دارم خیلی خوشحالم...
دارم برنامه های خودم رو دنبال میکنم و میدونم چکار دارم میکنم یهو دسته دسته آدم نمیریزه تو خونه، منم عین چی فقط باید خدمات رسانی کنم! تا خستگی از تنم دربیاد دوباره هفته بعد روز از نو روزی از نو...
داشتم فکر میکردم اگر این اتفاقات نیافتاده بود، الان داشتم برا 15 نفر آدم شام درست میکردم تا یک هفته و...! جدای روح روانم که نابود میشه با ناله و...
تو عمرم اینقدر از محبت کردن پشیمان نشده بودم... لطفا با خودمان مهربان باشیم...