-مشغول مال اندوزی ام. شاید باورتون نشه ولی با سرمایه خیلی اندک تونستم بازدهی خیلی بالایی از این آشفته بازار بورس کسب کنم و زندگیم یکم تغییر کنه...
-درگیر احساس هایی مثل حرص و طمع هستم.
-گاهی اوقات جنگ میکنم با خودم ولی پیروزی از آنِ کینه های کاشته شده توی قلبم هست...
-نمیدونم چطور با آدم های اطرافم کنار بیام ُ؟ چطور به خودم نگاه کنم ؟ چطور نگاهم رو عوض کنم ؟ چطور زندگی کنم که کینه کدورت ها اذیتم نکنن؟
-خیلی چیزها به مرور زمان تغییر میکنه ! آدم هایی که فکرشو نمیکردی یک روز تغییر کنن. چطور ارزش ها عوض میشه؟!
-بنظرم باید احساس هامو تفکیک کنم ازشون بنویسم و تکلیفم رو با خیلی از این نویز های مزاحم مشخص کنم. به ثبات رفتاری بهتری برسم؟
- شاید نشه همه چیز رو کنترل کرد ولی باید یاد بگیرم اونقدر به خودم مسلط باشم که با هر حرفی آزرده نشم و بهم نریزم...
به به رسیدن بخیر،
آفرین عزیزم تو میتونی همیشه موفق باش
ممنون عزیزم

آفرین آفرین پول بدست بیار که بدون پول به رو آدم نگاه نمیکنن
ممنون.
آره ُ یکم استرس آور و پر ریسک ولی راضیم ازش
آفرین رفتی توی چه کاری؟
خانه دارم بنده
آخریه خیلی مهم ولی هرچی زمان بگذره بیخیالتر میشی
نمیدونم امیدوارم اینجور بشه. شاید باید خودمم کمک خودم کنم تو بیخیالی بیشتر
بعضیا رفتن دنبال پول...
وقتشون پر شده، باید بت منشیشون هماهنگ کرد..
خیلی خوب بود هاااااا حیف که بورس ریخت.
ولی بنطرم بازم خوبه
آقا ما فروختیم خونه خریدیم تا قرون اخرشم خرج کردیم که بورس ریخت.... لعنتیا
نه از این خبرام نیست ...