دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران
دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

جدال منو خودم...

احساس میکنم قبلاها دغدغه هام بزرگتر بود، دنبال این بودم که چیزی و تغییر بدم، همیشه حق بگم، به بقیه کمک کنم و ... یادمه ارزوهای خیلی بزرگی داشتم که کم کم فراموش شدن، معنای زندگی برام فرق داشت و .... ولی الان فقط درگیر روزمرگی شدم، اونقدر ضعیف شدم که نمیتونم به خودم کمک کنم چ برسه به بقیه، درگیر ماجراهایی که یک روزی برام مسخره بودن و باور داشتم راه های باطلی هستن شدم که همه ارزوهام یادم رفته....

این پست رو اول برای فاطمه ای گمشده ای مینویسم که باید پیداش کنم. فاطمه ای که هر روز ضعیف و ضعیف ترش کردم تا الان که گمش کردم...

و باز برای فاطمه چند سال بعد مینویسم که  خودشو پیدا کرده، بهش بگم مواظبش باش، که دوباره راحت پیداش نکردی... که گذشته رو فراموش نکن!

خدایا چیزهایی که واقعا با ارزش هستن رو در نظرم جلوه بده...

بالاترین لذت هام^_^

من عاشق طلوع خورشید و گرگ و میش بودن هوام. سفیدی آسمون و خنکی صبح. هواااش رو بکشی توی ریه هات همونجا حبسش کنی ، وااای که چه لذتی داره ^_^
میگن توی این زمان قبل از طلوع خورشید صداای همه ی حیوانات توی آسمون هست. این طنین خاص بخاطر اینه این موقع همه حیوانات دارن خدا رو نیایش میکنن ، صداشون توی آسمون هست. و البته صدای آواز گنجیشک ها و پرنده ها بیشتر احساس میشه...
از این لذت بالاتر وقتی هست. که این تایم شگفت انگیزانه رو توی کوهی، جنگلی، دره ای، کنار رود خونه ای و ... یه جایی وسط طبیعت باشی... ^_^
# و آرزوی من همچنان اینه که یه مدت شش ماهه از بهار تا آخر تابستون رو برم توی همین کوه های زاگرس خودمون زندگی کنم^_^
# بابام که اشتیاق زیادی منو می بینه، میگه میخوای به چوپان شوهرت بدم ;دی
# از این همه جاده های طولانی که رفتم ، لذت بخش ترین لحظه هاش اونجا بود که چشمام رو باز میکردم هوا گرگ و میش بود و یا خورشید داشت طلوع میکرد... 
#خیلی این حس غریبی هست برام...

روزهای انتظار...

ماه داره می تابه و آسمون تاریک رو روشن کرده. تصور گردش هستی و کائنات،  تصور وجود ناچیزم توی این عظمت خلقت ، قلبم و آروم میکنه. آروم میشم وقتی به خدایی که همه اینها رو خلق کرده اعتماد میکنم. وقتایی که قول میدم اطاعت کنم حالم با تمام بارونی بودنش خوب هست...

#دلم شدیدا علاوه بر حرم امام رضا، کربلا و نجف میخواد...
#صدای موسیقی ویولون و شب مهتابی و حال خوب...
#نمیدونم چرا وقتی میخوام بخوابم سنگینی قلبم دو چندان میشه و نمیتونم گریه نکنم. الان پا شدم اومدم نشستم توی حیات حالم بهتره...