دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران
دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

حال من

اخلاقم بد شده. کم حوصله شدم... جدیدا سریع اعتراض میکنم، قضاوت نه هااا، اعتراض! به هر وضعیت غیرعادی! نامطلوب! هر چیزی که با منطقم جور درنمیاد! خب 50 درصدم اشتباه میکنم معمولا...

مثل قبل مهربون نیستم. مهربونیم گزینشی شده برا آدم هایی که انتخاب میکنم... برام مهم نیست کسی ازم دلخور میشه... خب بشه! سیل عظیم نامهربونی اینجوریم کرد...شاید منطقی نباشه. ولی دلم برا فاطمه قبلی تنگ شده...

کینه به دل میگیرم... هر چی نگاه میکنم 2-3 ساله هر کی از اطرافیان نزدیک که بهم بدی کرده یادم نرفته ، هر روز قلبمو میسوزونه... دوستای دوری که نیستن حلال کردنشون راحتتره. تا آدمای نزدیکت. هنر یعنی بخشیدن نزدیکا که نمیتونم. شاید چون هر روز و زمان یه کینه جدیدتر اضافه میشه.... شاید اگه شرایطم عوض بشه راحت بشم از شر کینه هااا. فقط میدونم تا سالیان نباید ببینمشون....


زود عصبانی میشم...

همشم به خودم گیر میدم...


عجز یعنی همین. نتونی، نمیتونی...

هیچی بدتر از این نیست، بابام حالش بده، دائما قلبش درد میکنه ولی نمی تونیم کاری کنیم...

خدایا میدونم داری مثل همیشه تماشا میکنی، همیشه بیداری، هر کاری اراده کنی میشه . به هر کی دلت میخواد پول میدی، حال میدی، به هر کی نخوای هیچی جز بدبختی نمیدی... میشناسمت، حتی میدونم خیلی مهربونی. حال بابامو خوب کن لدفا....

به من بازگرد

دنبال آیات گمشده ی ایمانم....