وسط دعاهام از خدا میخوام منو ببخشه، این ترس تموم بشه، یه فرصت دیگه همراه بصیرت بهم بده.
خدا جونم بشنوووو
# مقصد و مقصود تویی...
# تو امید بخش قلبهای ناامیدی...
# دلم یه دعا کمیل حسابی میخواد. چند ساله نخوندم....
# حتی گاهی دلمم بندگی بی چون و چرا میخواد مثل قدیما...
# دلم میخواد بازم بشنوم و ببینم و بخونم ...
# دلم دل سیر زیارت میخواد...، حتی زیارت امام زاده محمد ابن حسن توی دل اون دره تنگ رو میخواد...
# دلم ی عالمه معنویات گم شده میخواد...
طبیعت خیلی حرفها برای گفتن داره، دنبال ایمان گم شده ام می گشتم که صدای هوهوی باااااد رو شنیدم، صدای درختها رو، سوزش سرما تنم رو میلرزوند و صداهای طبیعت به گوش میرسید... انگار میگفت مگه میشه ایمانم گم کرد....
خدا بزرگترین خالق هست، بی نظیرترین تصویرگر، خیلی بی نظیره...این همه شگفتی تحسین برانگیزه... چطور آدم بین همه نور و نشانه میتونه گم بشه.
# به من بازگرد ای گمگشته درون
# و صدای باد می گوید " او " می آید...
# هوهوی باد انگار بهم میگه صبر کن، امید بخشه برام...
حتما یه روز با یکی ازدواج میکنم که ذوق کور کننده نباشه...