الان مثلا دارم ثبت های حسابداری میزنم. اولیت با خودکار مشکی و روان نویسه من با خودکار آبی معمولی این کار رو میکنم...
خوشم میاد صاحب کاره اومده سرم داد میزنه من تا فردا اینا رو میخوام. سه ماهه 95 و 3 ماه اول 96 رو. رفتم اداره ثبت میگه ثبت دفاتر اینترنتی شده. این آقا میگه تو چیکار اداره ثبت و دارایی داری فقط اینا رو برا من تو این دفاتر انجام بده...
# کار کردن با همچین آدم خودخواهی که معلوم نیست چی میخواد و هر روزم میگه مگه نگفتم فلان کار رو کن ( تو دلش گفته احتمالا) جز مشاغل سخت هست.
# اونقدر اول صبحی اعصابمو ریخت بهم که منم ثبت ها رو اشتباه زدم...
فکر میکردم خستگی بیش از حد باعث میشه فکر نکنم و عین جنازه بیافتم و خوابم ببره. ولی وقتی موضوعی برام حل نشدس. خستگی دنیام تو تنم باشه لج میکنم نمیخوابم...