دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران
دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

قانون گذاری جدید

مثلا قانون بزارم، نالیدن و غصه خوردن ممنوع. فقط شکر خدا و سپاسگزاری و یه کار مثبت جهت خوب کردن حال ...

#امیدوارم بتونم...

#همینجوری ادامه بدم کور میشم...

#آدمهای مزخرف و حال بد کن اطرافم زیاده باید بفهمم باشون چیکار کنم! 

#خدایا دل همه رو خوووش کن به زندگی :)
#خاله ام میگفت صبح از خواب پا میشی خدا رو شکر کن به همه چی سلام بده و بگو خدایا شکرت سالمم و .... اینا رو که میگفت من داشتم تو ذهنم مرور میکردم که خیلی وقته صبح ها که از خواب بیدار میشم اول بقیه بغض دیشبم میترکه و باید گریه کنم . بعد یکم با خودم حرف بزنم که از خواب بیدار بشم و به خودم بگم صبور باش ، خودمو به سکوت دعوت کنم و این زندگی اجباری ...

# امروز خدا رو شکر میکنم و سعی میکنم دلم خوش باشه ...

هوووم

ترم سه یادم میاد که وقتی دوستم منو با نقشه قبلی وارد جمع دوستانه ای کرد بعد منو مجبور کردن با "علی" نامی حرف بزنم و منم چون خیلی ناراحت بودم از اینکه بی اطلاع این اتفاق ها افتاده خیلی بی رحمانه گفتم "نــه" و بغض کرده نشستم جفت دوستم. بعد دوستش "هادی" گفت واقعا جوابت "نه" است. منم گفته بله، اصلا نمیخوام ازدواج کنم. آهنگ ابی رو پلی کرد و یه نگاه معنی داری بهم کرد و همراهش برام خوند: "کی اشکات و پاک میکنه شبا که غصه داری...؟"  منم با نگاه غضب آلودی بهش اخم کردم و گفتم "خــودم"...
# امشب  بعد سالهــا در حالی که خودم اشکامو پاک می
کنم یادش افتادم...

اینم یه اعتراف شیرین آنه

نمیدونم گفتم تا بحال یا نه؟ من خیلی دست و پا چلفتی هسدم. دستم هی به اشیا گیر میکنه، پام جلو پای خودم می پیچه. میخورم زمین. بی هوا دستم بهلیوان چای میخوره میریزه و .... زیاده حالا!! خلاصه بر این باورم که اشیا زیاد باهام شوخی میکنن، در اون لحظه احساس میکنم کائنات پخش زمین شدن از خنده، وقتی ام خیلی زیاده میشه حس میکنم اونا دیگه اعتراض میکنن. خلاصه خیلی آبروم رفته! 

آیا درمان داره بنظرتون؟؟