دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران
دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

شجاعانه امید داشتن...

چند روز پیش ضمیر ناخودآگاهم بهم میگفت: اگه به هر چیزی غیر از خدا امید داشته باشی خدا به همون میسپارتت.

این یه قانونِ نه هشدار، درست همون لحظه که فراموش میکنی ، فراموش میشی. ولی خدا دقیقا تو همون لحظه ای هست که تو میتونی خودت یا بقیه رو نجات بدی... 

امید یعنی هنوز فرصت زندگی داری...

گذرگاه زمان...

زمان که میگذره دنیا کوچیکتر میشه، تنگ تر میشه، برا همینه آخرش،میترکیم... بووووم

گاهی دل هم، اونقدر تنگ میشه که دیگه کسی توش جا نمیشه، مجبوری افراد اضافی رو هم بندازی بیرون...!


+ فردی منو به خوشگذورنی دعوت میکرد. سبک و مدل زندگیم طوری بوده که بخوامم نمیتونم خوشگذرون باشم یا هنوز به اون لول نرسیدم...

+ من سخت گیر شدم یا واقعا تصمیم درست میگیرم، نمیدونم. سپهر آدم زندگی من نبود... 

+ دوست دارم حداقل سال 96 رو بیشتر زندگی کنم، هر چند با ترس شروع بشه...

+ سال 95 رو سال هنرهای دستی میزارم. دیگه هر چی بود یاد گرفتم دیگه، چرم دوزی، گلدوزی، قالی بافی، گونی بافی، بافتنی، عروسک ساختن...، یه 4-5 تا کتاب خوندم. چقدر من تنبلم تو این کار... درس و نصفه خوندم و رها کردم... و فعلا تعطیلش کردم... ! فرصت های زیادی رو از دست دادم. فیلم های زیادی ندیدم، کتابهای زیادی نخوندم... و روزهای زیادی رو زندگی نکردم.

+ برای سال 96 هم برنامه خاصی نچیدم فعلا...


+ پارگرافها خیلی بهم بی ربط هستن ولی خب عب نداره...

کوه بهترین تشبیه برای پدر...

کاش هیچ وقت دیگه حال بابام بد نشه، همیشه باشه حتی با دعواهای همیشگی...