دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران
دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

کاش چن تا چراغ جادو داشتم...

از جمله کارهایی که دوست دارم انجام بدم و رفتارهایی که دوست دارم تغییرشون بدم...

1- ورزش کنم و به وزن ایده آلم برسم... ورزش میکنم ولی خب از اونجایی که کم حوصله ام و صبرم کمه هی ناراضی ام از خودم:(


2- تمرین کنم بتونم چندکاربره بشم... 

3- پارسال میرفتم کلاس زبان خیلی خوب بود... کاش ادامه اش میدادم...

4- دوست دارم شرایطمو، وضعیتمو تغییر بدم ولی نمیدونم چطوری؟

5- اخلاقمم تغییر کنه و بیخیال تر بشم خیلی عالی میشه...

6-محدودیت هایی که تو ذهنم برای خودم ساختم کمتر بشه...

7-ترس هام کمتر بشه... ترس از دست دادن، ترس اذیت کردن دیگران، ترس پذیرفته نشدن، ترس های اینجوری...

8- دوست دارم وقتی مُردم پیش خودم بدونم همه کارامو کردم... اگه مرگ طبیعی بود. اجل معلق که دیگه فرصت خدافظی هم به آدم نمیده...

9- خودمو بابت اشتباهاتم کمتر سرزنش کنم...


و خیلی های دیگه...

ما در این بازی همه بازیگریم...

زندگی کردن مثل بازی میمونه، هر کسی یک نقشی داره،

 بچگی هام وقتایی که با بزرگتر از خودم همبازی میشدم همیشه نخودی بودم و از این بابت همیشه به شدت عصبانی میشدم، اصلا بازی نمیکردم گاهی... زمانی که نخودی میشدم، چون عضو اصلی نبودم، از برنده شدن کیف نمیکردم... نمیفهمیدم جزء برنده هام یا بازنده ها...

زندگی هم عین بازی میمونه، منتها میدانش بزرگتر شده، افراد هر کی یک نقش رو پذیرفته...


#فاطمه نبشت: بعضی اوقات بود می اومدم یک خط بنویسم اونقدر درگیری ها و پارازیت های ذهنم زیاد بود که نمیشد... ولی وقتی میتونم از هر چی که تو ذهنم هست بنویسم لذت میبرم... هنوزم اینجا رو به اینستاگرام ترجیح میدم... ^_^



اسباب خود آزاری

ارتباطم رو بطور عمد با خیلی دوستام کم کردم، الان که مثلا میگم بی معرفت نباشم یک حالی از کسی بپرسم، به خودم هشدار میدم و یاآوری میکنم که چرا این کار رو میخوای بکنی؟ یک عالمه با خودم کلنجار میرم، یاد خاطرات، روابطی که توشون آسیب دیدم و ... می افتم و عقب می کشم... 

نباید برگشت به سمت خیلی چیزها... باید دورتر شد اونقدری که از ذهنت پاک بشه احساس دلتنگی... برای بعضی ها نباید دل تنگ شد... 

حال خوبی دارم و میدونم این نتیجه دوری از دوستای مزاحم هم هست... منظورم از حال خوب صرفا خودم بودنم هست. دوستی داشتم که همه چوره رفتارش تحقیر و بی احترامی و نقد بود در حالت معمولی... با فاصله گرفتن ازش خودمو بیشتر دوست دارم...

همیشه فکر میکنم اگه هیچ وقت باهاش دوست نشده بودم الان چطوری بودم!؟...