دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران
دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

منو نشخوارهای ذهنیم

یه تصمیم گرفتم امیدوارم مثل همه برنامه هایی که این چند سال ریختم و هیچ کدوم رو به پایان نرسوندم نشه... و نتیجه بده برام...

خیلی برام سخت بود اعتراف ، اعتراف به همون خط بالا ... که اراده ضعیفی دارم. ولی یکجایی باید با ضعف هام روبرو بشم و قبولشون کنم اینجام که کسی نیست جز خودم...

یک عالمه ترس دارم که باید باهاشون روبرو بشم... مثلا اگه شروع کنم و نشه همه میگن " تو همیشه همینطوری" درستِ حرف دیگران مهم نیست ، هیچ وقتم مهم نبوده ولی آدم پیش خودش شرمنده میشه و یک جور اعتبار خودش رو از دست میده...

همیشه تا نصف راه تلاشم رو میکنم ولی وسطهاش کم میارم... انگار نگران کارهایی میشم که نمی تونم انجام بدم و هی میگم بعدا...

بیشتر از هر چیزی نیاز دارم تا ذهنم رو یکسو و یک جهت کنم...

اینا به کنار...

گاهی عین دیونه ها توی ذهنم دائم دارم با دیگران میجنگم... متنفرم از این نشخوارهای ذهنیم...

گاهی قبول کردن واقعیت خیلی سخت میشه...دارم سعی میکنم از دنیای ذهن و خیال دور بشم و نزدیکتر بشم به واقعیت زندگی...

هم درد و هم درمان تویی

مدام یاد خاطرات بد میافتم، خیلی اتفاقات مقصرش من نیستم حتی نمیتونم تغییرشون بدم به همین دلیل مدام حرص میخورم حتی گریه کنم ...

وقتهایی که قرآن و دعا می خونم حالم خیلی خوبه. . . 

هیچ وقت تا این اندازه تو زندگیم برای اینکه حالم خوب بشه سراغ دعا نرفته بودم.   . . . 


ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی/ تو بمان و دگران وای به حال دگران

غریبه ترین صدای این روزها،  صدای خنده هامِ... 
کاش اتفاق های خوب می افتاد مثل جدایی... کندن... دل بریدن  .  . . .  
13امم تولدم بود. . . 
#میدونم وبلاگم شده چس ناله فقط ولی خیلی داغونم...