دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران
دختـــر کـوهستــــان

دختـــر کـوهستــــان

من نیستم چون دیگران بازیچــه بازیگران

مزخرف

یکبار اساسی با خواهرشوهرم حرفم شد. ولی لجبازتر از چیزی هست که فکرشو میشه کرد... از هر دری واردمیشه که حرفش رو به کرسی  بشونه...
هدف؟

از درگیری هام

یکسال بطور مدام کلاس زبان رفتم ، تغییر زیادی نکرد سطح زبانم. همچنان از 4 تا جمله بیشتر نمی تونم بگم. فعلا تعطیلش کردم. بعد خودم  خودخوان هنوز شروع میکنم خوندن. 
توی زبان آموزی خیلی ضعیفم... خنگم تو این زمینه:|
باشد که پیشرفت کنیم...

جمله ای که می شنوم جدیدا این هست: تو که شوهر کردی برای چی میخوای زبان بخونی؟
بنظرم فقط احمق ها میتونن همچین نظری داشته باشن. شوهر کردم ، نمردم که!
بعدم  از یک سال قبل شروع کردم شده یه جور چالش برام! باید تمومش کنم...

دل گم شدگان

ما آدم ها میتونیم بهم امید بدیم، عشق بدیم، میتونیم دنیا رو جای بهتری برای بودن کنیم ؛ ولی همه چیز رو از هم دریغ می کنیم...

خودخواهی ما آدم ها وقتی کنار جبر زمانه قرار میگیره ، زندگی رو برای خیلی ها سخت میکنه...

بدی ها از جاهایی شروع میشن که دلهامون کوچیک میشه... همه چیزهای خوب رو برای خودمون میخواییم، دل و جرات بخشیدن نداریم چون وحشت فقر داریم، چون وحشت تنهایی داریم، چون وحشت از دست دادن داریم. یک جورایی مانع زندگی هم میشیم...

 خدا تو وجود آدمهای شجاع خونه داره... 

آدم دارایی که جرات بخشیدن نداره ، همیشه میترسه، همه وجودش فقره... 

تو زندگی های هم فقط نقش سایه رو داریم... هستیم ولی عین شبح...

چقدر وجود آدم های بخشنده ، دنیا رو قشنگ تر میکنه... همه جا رو پر میکنن از عشق و امید...