-
زنــــدگی
شنبه 7 بهمنماه سال 1391 23:55
زندگی می کنم حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم... چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم می سازد. بگذار هر چه از دست می رود برود؛ من آن را می خواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را ... ارنستو چگوارا بعد نوشت: * نمی دونم چرا سیستم من با بلاگفا مشکل داره :| نمیتونم نظر بزارم:(( پیج نظرات باز میشه ولی...
-
پارک ملی سحرانگیز در کرواسی
شنبه 9 دیماه سال 1391 19:50
پارک ملی سحرانگیز در کرواسی پارک ملی «پلیتیویچ»در کرواسی از جمله مناطق بسیار زیبای روی کره زمین است که متشکل از چندین آبشار و ۱۶ دریاچه مرتبط به یکدیگر و جنگلهای سرسبز و بسیار زیباست که سالیانه بیش از یک میلیون گردشگر را جذب خود میکند. این منطقه سحرانگیز متشکل از چندین آبشار و ۱۶ دریاچه مرتبط به یکدیگر و جنگلهای...
-
یــــــلدا مبــارک
پنجشنبه 30 آذرماه سال 1391 20:32
پائیـز ثــانیه ثـانیه میگذرد یـادت نـرود اینجـا کسی هست که به اندازه تمــام برگهــای رقصــان پـاییـز بـرایت آرزوهـای خـوب دارد. دلتـون دریـایی روزگارتـون بهاری عمـرتــون یلدایی یلدای خوشی رو براتون آرزو میکنـم
-
زنــــدگــی دیــوانــــه وار
دوشنبه 27 آذرماه سال 1391 02:05
در شهر ما دیوانه ای زندگی میکند که همه او را دست می اندازند و در کوچه پس کوچه های شهر بازیچه بچه ها قرار میگیرد. روزی او را در کوچه ای دیدم که با کودکانی که او را ملعبه خود قرار داده بودند با خنده و شادی بازی مبکرد.او را به خانه بردم و پرسیدم: چرا کودکانی که تو را مسخره میکنند و به تو و حرفها و کارهایت میخندند را از...
-
تقدیــــم به دوستــای گلــم
یکشنبه 26 آذرماه سال 1391 16:14
-
راهکارهایی برای تقویت تمرکز
شنبه 25 آذرماه سال 1391 22:34
امروزه با وجود مشغله های فکری فراوانی که باعث حواس پرتی افراد می شود، تمرکز کردن روی یک کار سخت تر شده است. اصولاً ذهن و فکر انسان ها به گونه ای طراحی شده است که هرج و مرج را نمی پذیرد. از طرفی اگرچه تقویت تمرکز امری دشوار است اما غیرممکن نیست؛ بنابراین داشتن پشت کار در بهبود قدرت تمرکز مهم و ضروری است. در این مطلب از...
-
...
شنبه 25 آذرماه سال 1391 10:50
یکبار دیگر اگر بتوانم یکبار دیگر زندگی کنم میکوشم بیشتر اشتباه کنم نمیکوشم بینقص باشم. راحتتر خواهم بود سرشارتر خواهم بود از آنچه حالا هستم در واقع، چیزهای کوچک را جدیتر میگیرم کمتر بهداشتی خواهم زیست بیشتر ریسک میکنم بیشتر به سفر میروم غروبهای بیشتری را تماشا میکنم از کوههای بیشتری صعود خواهم کرد در...
-
لبخنـــــــــــــــــد7
پنجشنبه 23 آذرماه سال 1391 23:42
اعصابمون خورده !!! میخوایم پاچه یکی رو بگیریم پس سگ درونمون زندس صبحونه یه عسـل کامل میخوریم خــرس درونمون هم زندس میریم اتاق یادمون میره چی میخواستیم اسکل درونمون هم زندس… مگسو رو هوا میزنیم قــــورباغه درونمون هم زندس… چمـــــــن میبینم میکنیمش بز درونمون هم زندس… طرف میره هنوز عاشقش میمونیم خــــــر درونمونم زندس…...
-
بهترین قسم سهراب
پنجشنبه 23 آذرماه سال 1391 22:38
بهترین قسم سهراب به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذرد نه تو می مانی نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی ... آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... لحظه ها عریانند به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز...
-
نکاتی در باب ربودن خلخال پای زن یهودی در خلافت حضرت علی علیه الس
دوشنبه 20 آذرماه سال 1391 12:44
آن خلخال بخشی از مال یک انسان بود نه جان و آبرو و ناموس او از آن یک زن بود نه مرد از آن یک غیر مسلمان بود نه مسلمان و نکته بسیار مهم آنکه: متجاوزان به مال آن زن دشمنان کشور و غارتگران در حال محاربه با حکومت اسلامی بودند نه مامور ان حکومت علی با این همه چون این تجاوز به مال در قلمرو مسئولیت حکومت اسلامی بود احساس...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 آذرماه سال 1391 01:11
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 6 آذرماه سال 1391 21:31
خورشید مرده بود و هیچ کس نمی دانست که نام آن کبوتر غمگین کز قلب ها گریخته ایمانست فروغ فرخزاد
-
سنگ قبر شیوانا
شنبه 4 آذرماه سال 1391 11:58
سنگ قبر شیوانا روزی مرد بسیار ثروتمندی که از شیوانا دل خوشی نداشت با خدمتکارانش در بیرون شهر با شیوانا و تعدادی از شاگردانش روبه رو شد. مرد ثروتمند با حالتی پر از غرور و تکبر به شیوانا گفت : تصمیم گرفته ام پول خودم را هدر دهم و برایت سنگ قبری گران قیمت تهیه کنم . بگو جنس این سنگ از چه باشد و روی آن چه بنویسم تا هر کس...
-
شنقل
شنبه 4 آذرماه سال 1391 11:26
احتمالا تا حالا اسم شنقل رو شنیدید… اگر نشنیدید حتما دیگه اسکول رو شنیدید… اسکول پرنده ایه که غذاشو قایم می کنه یادش می ره کجا قایم کرده… حالا شنقل پرنده ایه که غذاش رو میده اسکول براش نگه داره… یعنی شنقل از اسکل، اسکلتره
-
یا حسیــن
جمعه 3 آذرماه سال 1391 21:58
-
مَردم . . .
یکشنبه 21 آبانماه سال 1391 21:14
مَردم به موجودی گفته میشه که از بدو تولد همراهیت میکنه و تا روز مرگت مجبوری که برای اون زندگی کنی. برای مَردم خیلی مهمه که تو : چی میپوشی؟ کجا میری؟ چند سالته؟ بابات چیکارس؟ ناهار چی خوردی؟ چند روز یه بار حموم میری؟ چرا حالت خوب نیست؟ چرا میخندی؟ چرا ساکتی؟ چرا نیستی؟ چرا اومدی؟ چرا اینطوری نوشتی؟ عاشق شدی؟ چرا...
-
آخیـــــــــــش
چهارشنبه 26 مهرماه سال 1391 13:42
گاهی مجبور میشی دورغ بگـــی یه دورغ کوچیـــــــک... ولی هی عذاب وجداااان میاد سراغ آدم ... ولـــی وقتی راستش را میگی انگاری یه بار از روی دوش آدم برداشته شده... بعدش میگی آخییــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش راحت شدم... حس میکنی دیگه نفست راحت میره ومیــــاد
-
فـــــروغ...
دوشنبه 24 مهرماه سال 1391 16:57
چه گریزیست ز من ؟ چه شتابیست به راه ؟ به چه خواهی بردن در شبی اینهمه تاریک پناه ؟ مرمرین پله آن غرفه عاج ! ای دریغا که ز ما بس دور است لحظه ها را دریاب چشم فردا کور است . نه چراغیست در آن پایان هر چه از دور نمایانست . شاید آن نقطه نورانی چشم گرگان بیابانست . می فرو مانده به جام سر به جاده نهادن تا کی ؟ او در اینجاست...
-
----
دوشنبه 24 مهرماه سال 1391 16:52
آمده ایم آدم شویم، فکر کنم کار سختی است، اگر نشد! لحظه های آدمیت را نظاره گر باشیم، باز هم نشد! لهمه های سکوت و در خود بودن را بیازماییم، آخر هم نشد! خاک گور شویم و دانه ای در سینه نهیم و جانش دهیم و رشدش ...
-
خـوشبختـــی
یکشنبه 23 مهرماه سال 1391 12:04
خوشبختی در سه جمله است: ۱-تجربه از دیروز ۲-استفاده از امروز ۳-امید به فردا ولی با سه جمله زندگی را تباه می کنیم: ۱-حسرت دیروز ۲-اتلاف امروز ۳-ترس از فردا
-
تلنگـــــر
چهارشنبه 19 مهرماه سال 1391 20:19
دارمــ فک میکنم ببینـــم واسه هدفـــم از همـه چی گذشتــم؟!!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مهرماه سال 1391 22:18
-
پـــادشاه فصلــــــها
جمعه 14 مهرماه سال 1391 13:21
-
آه ه ه هــــ
پنجشنبه 13 مهرماه سال 1391 22:11
دلـــــم یــک مسافــــرت تک نفــــره میخـــــواد خیــلی دوســت دارم چند روزی بـــــا خـــودم خلـــوت کنـــــم. کاش میشد که برم! ولــــِی . . .
-
لبخند6
پنجشنبه 13 مهرماه سال 1391 13:10
بعد سالها داشتم واسه تجدید خاطره با مامان بزرگم منچ بازی می کردم! 2دست بردمش دست سوم کُری میخوندم واسش! من:ننه پیر شدی..گذشت اون زمون که منُ میبردی! مامان بزرگم:پیر مادرزنته...تو بزرگ شدی دیگه نمیتونم کلاه سرت بزارم..بچگیا خرفت بودی گولت میزدم میبردمت من مامان بزرگ اینا به کنار،تا میخواستم مهره اشُ بزنم میگفت زورت به...
-
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهــم
پنجشنبه 13 مهرماه سال 1391 00:56
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 مهرماه سال 1391 23:58
چقــــدر دلـــم میخواد زیـــــر بـارون بستنـــی بخورم
-
اینـــم یــه مدلشـــه
چهارشنبه 12 مهرماه سال 1391 23:47
تغییـــــر نــام وبـــلاگم واسه من شده سرگرمــــی
-
شعر پاییز اخوان ثالث
چهارشنبه 12 مهرماه سال 1391 12:58
آسمانــَش را گــرفتــه سخـت در آغــوش ابــر بـا آن پوستیـن سـرد ِ نمنــاکش بــاغ بـی بـرگــی روز و شــب تنـهــاست بــا سکــوت پــاک غمنــاکش ساز او بـاران سرودش بـاد جامه اش شولای عریــانیست ور جز اینش جامه ای بــاید بافتــه شعـله زر تار و پودش بــاد گو بـرویــد، هر چـه در هــر جا که خــواهد، یــا نمــی خواهــد...
-
انــدر احوالات مــا
چهارشنبه 12 مهرماه سال 1391 00:37
چه شهریوری بود. شهریوری که گذشت... نتونستم برم آزمون بدم. حالم گرفته... یهــو آدم تمــام بــرنامه هاش به هم میریزه... به خودم میگم گور بابای آزمون... شاید یک جای بهتر بروم بلاخره یکسال فرصت دارم ... نمیخوام عمرم و تلف کنم ... شاید یک توفیق اجبـــاری باشه... برنامه ریختم برای خودم... زبـــان بخــونم... درس هام جــدی تر...