-
لبخنـــــــــد4
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1391 20:33
یادت باشه! انسان های خندان و شاد به خداوند نزدیک ترنـد!
-
نمیدونم چرا به خودم گیر میدم!
جمعه 8 اردیبهشتماه سال 1391 20:59
من نمیدونم چرا وقتی تنهام اینقدر به خودم گیر میدم!!!! دیروز کلاس ترانسفورماتور که تموم شد!!! از کلاس طبق معمول همیشه اومدم بیرون, میخواستیم بریم سرکلاس تجهیزات پست که با آقای ملکی « نمیدونم چرا زورم میاد بش بگم استاد » هنوز کلاس قبلیش و تموم نکرده بود! مام مونده بودیم بیرون. اومد بیرون بچه ها دورش و گرفتن که مامیخوایم...
-
لبخنــــــــــــد3
شنبه 2 اردیبهشتماه سال 1391 15:00
بهشت یعنی، شادی ، خنده ، سرور و شعف !
-
کـــارهای خبیثـــــانه من
چهارشنبه 30 فروردینماه سال 1391 21:42
از این آدم های حسود دیدین که؟!!! از اینایی که هر کاری کنی میگن: eeeeeeeeee ... خب حالا مگه چی شده یا چیکار کرده!!! و ... حالا اصل مطلب: زهره یکی از هم کلاسی هام خیلی حسوده!! ( از کارا و حرفاش و دروغاش که خودم همه اینا رو به حساب بچه بازیاش میزارم) هفته پیش من یه انگشتر دستم کردم! بعد دیدش میگه مبارک باشه؟!!!!!!!!!!! (...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 28 فروردینماه سال 1391 12:23
این زندگــی از آن تـوست ! بـرای امری که قصد انجــامش را کـــرده ای . . . بپــــاخیـز !
-
۲۱/۱/۹۱
جمعه 25 فروردینماه سال 1391 19:48
شایـــدم باید مینوشتم لطف خدا بعد از اینــکه کلاسم 8 شب تموم شد! داشتم میرفتم خـــونه که یادم افتاد کلیدم و جا گذاشتم. میدونستم دوستم خونــه نیست به اضافه اینکه بش زنگ زدم و اس دادم حواب نداد!!!!! هوا هنوز روشن بود تصمیم گرفتم برم پارک هم قدم بزنم هم اینکه دوستم بیادش! خب ساعت 8 اونم تو بهار پارک شلوغ بود. منم نشستم...
-
شــاید آغــازی جدید
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1391 15:05
# گاهی حس میکنم اصلا توی دنیا حرفی برای گفتن ندارم. گاهی از بس حرف دارم نمیتونم به کی بزنم. جدیدا خیلی کم حرف شدم جوری که وقتی کسی بشین ِ کنـارم جوابی جز یک لبخند کوتاه ندارم. گاهی اصلا حرفاهاش برام بی اهمیت ِ که اصلا گوش نمیدم، فقط سر از سرناچاری تکان می دهم. خب حرفاهای بعضی آدما اصلا ارزش گوش دادن ندارد. شاید پیدا...
-
پرنـــده ماه تــولدم
شنبه 12 فروردینماه سال 1391 15:21
3 دی تا 30 دی حواصیل جذاب و متفکرید و معمولا تنها و منزوی به نظر می آیید. در عبور از مسیر زندگی ممکن است در باتلاق هم گرفتار شوید ، اما آنقدر محکم و استوارید که از این مشکلات موفق بیرون می آیید. بعد نوشت: از این فال هایی که آخر مجله ها هست! اصلا خوشم نمیاد. فال قهوه و ... که یک ذره قبول ندارم. ولی اینو خوشم اومد... از...
-
لبخنــــد2
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1391 17:33
خندیدن یک نیایش است اگر بتوانی بخندی،آموخته ای که چگونه نیایش کنی
-
لبخند1
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1391 03:31
لبخند تنها زبان مشترک مردم دنیاست
-
شــکر گذاری
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1391 00:42
خدایــا شکرت که خودمم... خوب یا بد کلی کار ریخته سرم نمیدونم چرا هیچ کدووم رو انجام نمیدم! کلی درس و کار!!!؟؟؟ دوست دارم همه رو درست انجام بدم به قول معروف به نحو احسنت! این یعنی دارم مسولیت پذیر میشم و یعنی قبلا مسولیت پذیر نبودم! خدایــا شکرت که دارم مسئولیت پذیر میشم. # سیستم خودم داغونه داغونه ولی امروز داداشم...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 فروردینماه سال 1391 16:28
زنــدگی یک اثر هنـریست، نـه یـک مسئـله ی ریــاضی بهـش فکر نـکن، ازش لـذت ببــر
-
مورچــــه عـاشق
سهشنبه 8 فروردینماه سال 1391 12:05
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1391 18:43
شجــاعت یعنــی: بتـــرس، بـلرز، ولی یک قــدم بــردار . . .
-
ســـــــــــال نو مبــــــــارک
پنجشنبه 3 فروردینماه سال 1391 17:54
یـــــــوووووووووووووووووهوووووووووووووووو ســــــــــــــال نو روبه همتون تبریک میگم امیدوارم سال خوبی داشته باشید شاد شـــــــــــــــاد باشید
-
برگشــــــــــــــــتم!! یووووووووهووووووووووووووووووووووو
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 20:49
نشــد!!!! نشد که نیـــام!!!!!!!! فقط اولش بود که درس خوندم!!! بعدش تعطیل شد! خیلی دلم واسه همه تنگ شده بود!!!! مرسی که به یادم بودین! خیلی خوشحال شدم دختر خاله نونو هم برگشته!!!! نیدونم چرا نیومدم ولی خب الان برگشتم دیگه!! این 10 روزی که درس نخوندم اتفاقات زیادی افتاد!! به این نتیجه رسیدم که اگه بیام اینجا خیلی بهتره...
-
تعطیـــل شد
سهشنبه 11 بهمنماه سال 1390 22:11
اینجـــــــــــا رو تعطیـــل کردم نــه برای همیشــه شــاید یک سال دیــگه اگــه عمری بود برگشتــم. دلیلشــم یه کـاری و شروع کــردم کـه تموم کردنـش وقـت میبــره نیــاز بـه تمرکز داره!!! دلم واســه همتون تنـگ میشــه واســم دعـا کنیــد. موفق باشیــد.
-
کــارنامم :(
سهشنبه 11 بهمنماه سال 1390 01:12
فرض کن کارنامه اعمال آدم و بدن دستش چه حالی ازمون خدا بگیره قیامت! کارنامم و یادگاری گذاشتم اینجا!! نام درس واحد عملی واحد تئوری وضعیت نمره نمره کوئیز نمره میان ترم نمره پروژه نمره پایان ترم نمره نهایی استاد نمره کارنامه ماده 1 اول 91 - 90 22 مدار2 0 3 عادی -- -- -- -- 19.25 19.25 2 اول 91 - 90 29 الکترونیک عمومی 0 3...
-
نکتـــه ای ازانجیــل مقدس
دوشنبه 10 بهمنماه سال 1390 23:09
در انجیل آمده است: «او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست.» این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمیدانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی میتواند داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش نقره را بررسی کند و نتیجه را در جلسه...
-
آدم مـــونـدن
یکشنبه 9 بهمنماه سال 1390 00:09
خستــه شـدم!! آخـه بی مصـرفی تـا کی؟! لودگی تا کی؟ دقیقا سه سالی میشه بالا خــونه رو تعطیل کــردم و راحت زندگی میکنم! هر مشکلی پیش میاد آخـرش میگم " بیخیال سـوت بـزن!! " تا کـی میشـه سوت زد دیـگه؟؟؟ امتحانـای دو ترم اول رو خدا میدونـه چطوری پاس شدم! خـودم موندم... شبـای امتحان یـه دور سرسری تازه اگه میشـد یه...
-
نامــــــــ ـ ـ ــه ی خـ ـ ـ ــط خطــ ـ ـ ـــــی
شنبه 8 بهمنماه سال 1390 02:15
#خیلی سخته تو تاریکی شب تایپ کنی هااااااااا!!!! #عاشق صدای بادم! از اون بادایی که صدای سوت داره! چشمام و که می بندم و خوب گوش میکنم حس میکنم میگه او می آید! #الان مثلا زمستونه!!!!؟؟؟ خدا بامون قهر کرده!!! نه برفی نه بارونی!!! دلم واسه قدیم تنگ شده! منظورم تا چند ساله پیشه؟؟!!! یعنی چیکار کردیم! ؟ داریم چیکار میکنیم؟...
-
ورود ممنوع
چهارشنبه 5 بهمنماه سال 1390 22:20
-
پشـت دریـــاهـا
چهارشنبه 5 بهمنماه سال 1390 21:53
قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند قایق از تور تهی و دل از آرزوی مروارید همچنان خواهم راند نه به آبی ها دل خواهم بست نه به دریا پریانی که سر از آب ب در می آرند و در آن تابش تنهایی ماهی گیران می فشانند فسون از سر گیوهاشان همچنان...
-
فصل جدید
سهشنبه 4 بهمنماه سال 1390 23:46
حس میکنم فصل جدید از زندگیم داره شروع میشه!! دوست ندارم مثل قبل باشم... نمی دونم شده حس کنید دارید تغییر میکنید؟ دوست ندارم مثل قبل باشم! دیگه نه مثل همیشه میخندم نه کارای قدیم و میکنم! کارایی که پارسال میکردم یا قبلا انجام میدادم رو خیلی هاش رو دوست ندارم تکرار کنم. شرمم میاد. از نت خیلی خسته میشم! حتی گاهی با خودم...
-
فــــرشتـــــــــــه
سهشنبه 4 بهمنماه سال 1390 10:12
فرشته تصمیمش را گرفته بود پیش خدا رفت وگفت: خدایا می خواهم زمین را از نزدیک ببینم. اجازه می خواهم و مهلتی کوتاه. دلم بی تاب تجربه ای زمینی است خدا درخواست فرشته را پذیرفت. فرشته گفت: تا بازگردم بال هایم را اینجا می سپارم این بال ها در زمین چندان به کارم نمی آید. خداوند بال های فرشته را بر روی پشته ای از بال های دیگر...
-
بازم کنکور
دوشنبه 3 بهمنماه سال 1390 00:05
هی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آخه یکی نیست بگه خب واسه کنکور یه خرده یه خرده بیشتر درس میزدی تو سرت که اینجوری باز نخوای کنکور بدی!!!! به قول مامانم دیر به عقل نشستم!!! حالا این عقل کجا می شینه خدا میدونه؟؟! مگه عقلم نشستنی ِ؟؟؟ گرچه هیچی ام نخونم قبولم ولی واسه اینکه کارشناسی قدرت قبول بشم باید تراز بالایی داشته...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 30 دیماه سال 1390 19:55
انسانم ! ساکت ، چون درخت سیب ! گسترده ، چون مزرعه ی یونجه ! و بارور ، چون خوشه ی بلوط ! به جز خداوند ، چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود ؟! حسین پناهی
-
آســودگی بعد از تــرم
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 09:47
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام آخ جون امتحاناتم تموم شد. خودم و کشتم تا همه رو خوب بدم... آخرین امتحان، چرت ترین امتحان بود... این همه من خوندم، این همه بیدار موندم.... دوست دارم بگیرم استاد رو خفه کنم... حالا این امتحان چی بود... کلا یه صفحه نرسیدم بخونم اون سوال بود!!! این سوالش به درک!!! کلا 4 تا سوال بود که...
-
...
یکشنبه 4 دیماه سال 1390 18:16
ببین فرصت نیست فرصت برای بودن نیست پس سعی کن تا درخت را احساس کنی سبزه رابشنوی و بوسه دادن را از گل سرخ بیاموزی تا روزی شاید درخت را تا مرز انار تعقیب کنی (تاری) نیستـــم نمیدونم تا کی !
-
مثل همیشه
چهارشنبه 30 آذرماه سال 1390 18:33
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام چند روز پیش مثل همیشه اومدم کافی نت... کلی نوشتم و نوشتم و نوشتم ... حدود یک ساعتی بود تو نت میچرخیدم و هی غرغر مینوشتم. تا اینکه میخواستم رو انتشار کلیک کنم نت قطع شد منو بگو نالاحت شدم دیگه اون روز از دست نت نکشیده بودم که کشیدم همچنان همونجوری ام!!!...