-
خدا را بابت همچین مدرک محکمی سپـــــــــاس!!
شنبه 2 شهریورماه سال 1392 02:02
خیــلی خـوبه مچ خواستگار محتــرم و بگیــری! مثلا خیلی اتفاقی با دوست دخترش هم کلام بشی البته اگه اون طرف پسرعمو بوده باشه و همه جوره جوابت نه باشه و ...
-
:)
جمعه 1 شهریورماه سال 1392 01:27
یک شب یک نفر درحالی که داشتم میخندیدم و صدای خندم بلنـــــــد بود این تک بیت رو برام گفت: من در سکوتــم و تو لبخند میزنـــــــــــــی آری بخنـــــــــد که سکوتـــم فقط تـویـــی پ.ن: خب آدم است دیگر گاهی دلش تنگ یک چیزهایی میشود!
-
بــه یاد نونوچـــــــــــه جونـــــــــم
پنجشنبه 31 مردادماه سال 1392 23:32
* هنوز دلم واست تنــگ میشــه و گاهی میرم وبلاگت و میگــردم خدا آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را یکی همچون نسیم دشت می گوید کنارت هستم ای تنها...
-
خیلی خوبه که بچه ها دوستم میدارن ;;)
پنجشنبه 31 مردادماه سال 1392 23:07
حس خیلی خوبیـه وقتی سارینا رو از اتـاقم صدا میکنــم و اون بــه دنبــال صــدای من کلـــــــــی مسافـت و از اون ور خونه گانگولـه ( همون چار دست و پا ) میکنــه تا به من بـرسه! و در هر بار صدا کردنم بلنــد جیغ میکشـه و میخنـده
-
خیلی آرامم میکنــــــــد
چهارشنبه 30 مردادماه سال 1392 21:55
نمیدانم چه ســـــــِری در این گریــه کردن و اشک ریختن است. وقتی که گریه میکنم آرام میشوم. حکم ِ آب ِ روی آتیش را دارد برای من. خدایــا شکرت
-
آب یک کمیت قابل شمارش !
چهارشنبه 30 مردادماه سال 1392 21:38
واحد شمارش آب در خانه ما "یک" است. معمولا میگن: " یــه آب بیار واسـم" یا " یه آب بده بخوریم"
-
کاش پاستیل میدادن:(
چهارشنبه 30 مردادماه سال 1392 21:03
من فک میکردم آدامس یا این بسکویت رنگارنگ ها فقط واحد پول مغازه ها و سوپری ها حساب میشن! رفتم داروخانه 100تومان باقیمانده پولم و بهم آدامس داد اونم آدامس شیک با طعم موز که نصف ِ هم است! 4تا دونه بیشتر داخلش نیست. آدامس خور نیستم کاش بسکویت رنگارنگ یا حتی پاستیل میدادن تو کیفم پر ِ آدامس ِ از نوع ِ" موزی-شیک و...
-
بایــد دل قوی داشت خب!
سهشنبه 29 مردادماه سال 1392 22:45
باید " دل قوی دار "ی خب دختر! نه اینکه باید صبر کرد، گاهی باور نمی کنم زندگی اختیار باشد. لااقل اختیار محض نیست! یک جاهایی جبر است و باید تسلیم شد و گفت چشـــــــم روزگار هرچی تو بگویی! و اینکه نمی شود اختیار را منکر شد چون خدا گفته است کفر حساب می شود! هنوز دوست ندارم به روزگار بگویم چشــم. شاید این تنها...
-
شاعــــرآنــه
سهشنبه 29 مردادماه سال 1392 22:07
همه عمر برنـــــدارم سر ازین خمار مستــــــی که هنوز من نبودم که تو در دلــــم نشستــی تو نه مثل آفتابــــــی که حضـــــور و غیبت افتد دگران روند و آیند، تو همچنــــان که هستـــــی چه حکــــایت از فراقت کـــه نداشتــــــم ولیکن تو چــــو روی بـــاز کردی در ماجــــرا ببستـــی نظری بــــه دوستــــان کن که هزار بار از آن...
-
دنیای من سفیــد یه جاهایی ام آبــــــی میشه
سهشنبه 29 مردادماه سال 1392 01:12
-مادرم نیست، یک حس خانه داری عجیب بهم دست داده! واسه اینکه به چیزی فکر نکنم خانه داری بهترین سرگرمی ام شده. همیشه از این لحظات میترسیده ام. اینکه زندگی جذابیتش را برایم از دست بدهد و من عادت کنم به زندگی، قبلاها به همه میگفتم اینجور زندگی کردم برای من " حبس ابـد" است! شاید محکوم شده ام به حبس ابد. حبس ابد...
-
خب دوست دارم :-"
سهشنبه 29 مردادماه سال 1392 00:01
وقت بیکاری هم می شود کتابهــای خاک خورده را خوانـد! کتابهــایی را که عهد کرده ای تا نخوانی ِ شان کتابی دیگـــری نخــری! شیوا: وای فاطمه خیلی روی اعصاب است کتـاب خریدنت، میخری بعد از چند ماه یا حتی چند سال می خوانیش!
-
پیام شیــــــــــوا:
یکشنبه 27 مردادماه سال 1392 23:49
دنیـــــــا اگه مرد بود اسم دخترونــــــه روش نبـــــود=====>>>>
-
همه چی داره قاطی میشه!
یکشنبه 27 مردادماه سال 1392 23:04
از اینـــایی که میان واسه پسراشون دختر می بینن متنفرم! یه جوری نگاه میکنن انگار میخوان کالا بخرن:|
-
یعنی میشه امیدوار بود؟؟؟ :|
یکشنبه 27 مردادماه سال 1392 22:00
این کارنامه رو از نت پیدا کردم: رتبه 66 الکترونیک در سال 90 مدارهای الکتریکی : 40% فیزیک الکتریسیته : 70% الکترونیک : 40 % مدار منطقی : 70% ریاضی : منفی زده است. دروس عمومی و باقی دروس تخصصی را سفید زده است. از نظر خودم اینه کارنامم: معارف 40% ادبیات 40% زبان: سفید فیزیک 84% ریاضی: سفید مدار 60% الکترونیک 35% ماشین:...
-
دلگرمی میخوام خب!
یکشنبه 27 مردادماه سال 1392 21:35
من موندم تو کار خودم. چند تا از بچه ها پارسال رفتن دانشگاه غیر انتفایی ثبت نام کردند نه خب واقعا من چرا نرفتم!!! ظرفیت روزانه و شبانه کارشناسی ناپیوشته واسه خانوم ها روی هم رفته 170 نفر نمیشه :| اونم شهرهای: تهران-بجنورد -قوچان-تربت حیدریه!!! تهران فک نکنم قبول بشم! باقی ام که خیلی دوره! بعد...
-
پرم از تـــرس
یکشنبه 27 مردادماه سال 1392 20:23
هنـوز همین حالت و دارم!
-
:دی
شنبه 26 مردادماه سال 1392 01:05
چقدر خوبه وقتی که داری جوجه کباب درست می کنی خودش بچرخه و بگه: اینجام … اینجام … اینجام نپخته! این دانشمندا چیکار می کنن پس؟ الکی فقط دارن حقوق می گیرن!
-
در حال حاضر فقط به شیوا احتیاج دارم
شنبه 26 مردادماه سال 1392 00:44
نقدسازنــده رو دوست دارم. مثل انتقادای شیوا ،بیشتر از اینکه بهم بربخوره یا ناراحت بشم بشون فکر میکنم! و چقدر سازنده اند برای من... ولی بعضیــــــــا انتقاد که نمیکنن، تخریب شخصیتــی ِ !
-
شــاعــرآنــه
جمعه 25 مردادماه سال 1392 22:38
گر می نخـوری طعنــــ ه مزن مستـــــان را بنیــــــاد مــکن تو حیـــلـــه و دستــــان را تــو غـره به آن مشو که می می نخـــوری صـد لقمه خوری که می غلام است آن را "خیــام"
-
جیگـــــــرشــو
جمعه 25 مردادماه سال 1392 18:43
خیلی لذت بخش ِ که با صدای بچه از خواب بیدار بشی! لذت بخش تر از اون اینه که چشات و باز کنی قیافه متعجب بچه 6 ماه رو دقیقا جلوی صورتت ببینی که داره تلاش میکنه بیدارت کنه بعد که موفق شده بیدارت کنه شروع کنه به خندیدن! امروز سارینا باعث شد همیچن لذتی و احساس کنم.
-
از عجایب بعضی کنکور هـــــــــا
جمعه 25 مردادماه سال 1392 00:52
هیچی دیگه هفته بعد باید انتخاب رشته کنم! حتی بدون دیدن کارنامه !
-
پنج شنبه 24 مراد 92
جمعه 25 مردادماه سال 1392 00:30
امروز روز خوبی بود از بین درسهایی که خونده بودم: مدار از 15 سوال 9 سوال جواب دادم باقی سوالا رو گذاشتم برگردم جواب بدم ولی نشد فیزیک از 15 سوال 13 تا جواب دادم ریاضی نزدم! الکترونیک =====>>>>> سوالای خیلی مزخرفی بود ! سخت نبود ولی از 20 تا سوال 7 تا رو جواب دادم سوالای پارسال مفهمومی و سوالای امسال...
-
اسمایلی یه آدمــ ِ مضطرب ولی خوشحال
چهارشنبه 23 مردادماه سال 1392 11:38
فردا آزمون دارم
-
بگو خب:دی
دوشنبه 21 مردادماه سال 1392 11:04
اصلا قالب سفید رنگ یه چیز دیگس
-
کارم از گریــه گذشته بدان میخندم
جمعه 18 مردادماه سال 1392 21:32
همیشه عاشق بهنوش بختیاری بوده ام! برخلاف اطرافیانم. همیشه باش همذات پنداری میکردم و بازی هایش را دوست داشتم. امروز در برنامه ماه عسل غم بزرگ زندگیش را گفت! خیلی زیبا گفت اونی که گفت: کسی که میخنده هزار تا درد دارد...
-
تلخنـــــــد :| ===>>> :دی
جمعه 18 مردادماه سال 1392 21:04
شماره های توی گوشیم 99% شون بیخودنااااااااااا... حالا کافیه یکی و پاک کنم فردا مرگ و زندگیم دست همون یک نفر می افتــه :| فافا نوشت: بارها این اتفاق برام افتاده !!
-
شاعــــرآنــه
جمعه 18 مردادماه سال 1392 20:51
نــــــه همیشــه بــرای عــاشق شــدن بـــهدنبــال باران و بهـار و بابونـــه نبــاش گاهــــی در انتهــــــــای خــارهای یک کاکتـــوس به غنچـــهای میرســی که مــاه را بر لبـانت مـینشـــاند. گروس عبدالملکیان
-
چرایی این کلافگی ام را نمیدانم ولی کلافــــه ام :-<
جمعه 18 مردادماه سال 1392 00:57
نمیدانم چم شده!!! هی مینویسم! هی تمام آنچه را که نوشته ام پاک میکنم باز مینویسم باز پاک میکنم! خودم هم پی برده ام به سردرگمی ام!
-
عیــد فطــر همگــی مبـــــــارک
پنجشنبه 17 مردادماه سال 1392 23:40
برای همه سلامتــــی و شــادی و خـــــــــــــدا را آرزو میکنم. عیـــــــد همگـــــــــی مبارک باشه
-
خدا قسمت همه معتادیــن کنــه!
چهارشنبه 9 مردادماه سال 1392 16:05
قبلاها شدید معتاد نت بـــــــــودم! ولی الان می تونم اعتراف کنــــــــــم که ترک کــردم!