-
یه پایان تــــلخ سهم هیچکس نیست...
چهارشنبه 26 آبانماه سال 1395 20:23
امروز همش توی این فکر بودم باید بیشتر مواظب اطرافیانم باشم. هر چی دلخوری ازاطرافیانم داشتم دو ر ریختم به خودم قول دادم بیشتر مواظب باشم... مخصوصا (...) که میدونم با خانومش روابط خوبی نداره...! فاطمه نوشت: # آقاهه حقش نبود اینجور بمیره! مواظبش نبودن همه اینو میدونن!
-
مادربزرگیم
چهارشنبه 26 آبانماه سال 1395 19:04
-
چرا قدر ما رو نمیدونن؟؟!!
سهشنبه 25 آبانماه سال 1395 00:49
کشورهای پیشرفته و اروپایی جمعیت جونشون کمه و بیشتر پیر هستن. به این فکر میکنم اون موقع که امام خمینی میگفته بچه بیارید برای کشورهای اروپایی بوده. احتمالا بهش وحی شده بوده... به درد ایران که نمیخوریم حداقل به سازندگی دنیا کمک می کنیم... بازم جای شکرش باقی توی امر صادرات جوانان موفق بودیم چه برای اروپا چه برای مبارزه با...
-
یعنی نباید یک جا باشه تو این شهر کوفتی...
سهشنبه 25 آبانماه سال 1395 00:29
رفتم از مثلا بهترین آموزشگاه زبان میپرسم دوره فشرده آیلتس دارین که هر چهار مهارت رو با هم و در کنار هم یاد بگیرم... میگه نه ولی اگه بخوایین باید خصوصی باشه اونم ساعتی 35 هزارتومن:| فعلا که اوضاع همینه... و نمیشه پیگیر این موضوع شد مگر خودخوان که باید راهش رو یاد بگیرم:(
-
گوهر های زندگی من :)
دوشنبه 24 آبانماه سال 1395 23:36
ژیلا از ایــــران رفته... براش خوشحالم . امیدوارم هر کجا که هست همیشه بدرخشه ... فاطمه نوشت: بعد از اینکه خوابش رو دیدم بهش پیام دادم و چون تلگرامش روی سیستمش( مثل خودم) هست. دیر به دیر جواب همو میدادیم. امیدوارم موفق باشه همیشه. براش خوشحالم و هم بغض کردم از این خوشحالی... بغض به این خاطره چون حتی اون یک درصدی که...
-
هیولای به اسم فاطمه
دوشنبه 24 آبانماه سال 1395 11:13
یک نفر هم باید ترسو باشه هم سخت گیر، هم شجاع و مغرور هم ساده و دوست داشتنی... هر آدمی باید هیولای دورنش رو بشناسه... من شاید از نظر بقیه غیرقابل تحمل ، بداخلاقه خنده رو و حتی سخت گیر باشم و کسی که برا اولین بار منو می بینه بهم بگه خشک و ... بریم جلوتر یه دختر رویاپرداز با یه عالمه کارهای عجیب غریب و فانتزی های خنده...
-
کلافگی و سردرگمی!!!
یکشنبه 23 آبانماه سال 1395 17:45
اصلا دلم نمیخواد درس بخونم، احساس میکنم بعدش هیچ اتفاقی نمی افته!!! ولی انگار مجبورم. چرا کسی نیست منو راهنمایی کنه؟!
-
خود انتقادی
شنبه 22 آبانماه سال 1395 10:39
خیلی اوقات وقتم رو صرف کارهایی میکنم که توی شکل گیری شخصیت الانم کاملا تاثیرگذار بودن. حتی تصمیم گیری هام... که 80 درصد بیهوده بودن.خیلی جاها کتاب هاو اتفاقات و حوادث اونها مدتها درگیرم کرده، یا حتی خوندن و دونستن زندگی افرادی که نیستن و یا هنوز هستن. هیچ وقت یک غربال ذهنی نداشتم. از میان اون همه اتفاقات گنجونده شده...
-
متاسف برای خیلی چیزها...
جمعه 21 آبانماه سال 1395 12:59
چند روز پیش اخبار نشون میداد که خودروی هیبریدی که دانشجوهای دانشگاه تهران طراحی کردن و ساختن فقط فضای این دانشگاه رو اشغال کرده. و مسئول محترمه تاکید داشت که این صرفا یه کار تحقیقاتی بوده و ارزش دیگه ای نداره و ایران نمیتونه اینو وارد صنعت کنه...؟! طراح هاش میگفتن کشورهای اروپایی مثل فرانسه و آلمان و ... پیشنهاد های...
-
داغدار موهامم
جمعه 21 آبانماه سال 1395 12:34
موهام رو کوتاه کردم. باز خوبه اون لحظه سعی کردم حماقت نکنم و فقط 5-6 سانت کوتاه کردم. میخواستم تا زیر گوشم قیچی کنم... اون لحظه ، صدای موهام زیر تیغ های قیچی هنوز توی گوشم هست. فقط میتونستم براشون گریه کنم... #وقتی خیلی ناراحتم، یه جور انتقام از خودم هست...
-
آرزوهام ...
پنجشنبه 20 آبانماه سال 1395 23:21
مثلا دلم یه سوپرایز حسابی میخواد. یک نفر بدون اینکه بدونه که من چی تو دلم میگذره. بهم یه دوربین عکاسی اونجوری که دوست دارم هدیه بده! گرچه من با یه آبنبات چوبی هم ذوق مرگ میشم همیشه :دی
-
اگه بدونه...
پنجشنبه 20 آبانماه سال 1395 23:14
گاهی ام فکر میکنم. یعنی ممکنه کسی پیدا بشه بتونه منو تحمل کنه؟!
-
فاطمه من شرمنده ام:(
پنجشنبه 20 آبانماه سال 1395 22:23
الان دارم این پست رو میخونم... تا اینجای سال 95 هیچ جوجه ای برای شمردن در پایان سال و شروع سال بعدی ندارم :|
-
باید بیشتر مواظب هم باشیم...
پنجشنبه 20 آبانماه سال 1395 21:19
دوستی سالها قبل بهم می گفت: اینقدر با داداشت صمیمی نباش اصلا خوب نیست.بعد از ازدواجش روابطتتون بد میشه و این فقط به ضرر توعه!! با کلی دلیل البته. داداش نداشت فکر کردم حسودیش میشه!! حالا از اون سالها و حرف ها کلی گذشته ، الان فهمیدم چی میگه! فاطمه نوشت: البته من توقع نداشتم اونجور بمونیم و تمام مشغله های کاری و زندگی و...
-
به عمل کار برآید به سخندانی نیست جانم...
پنجشنبه 20 آبانماه سال 1395 16:26
بعضیام هستن فقط لب و دهن هستن. فقط بلدن حرف بزنن. کوچکترین کار یا قدمی برات برنمیدارن! نه اینکه انتظار کمک ازشون داشته باشم ولی خب میتونن دهن مبارک رو ببندن. سخت که نیست...! اصلا مگه من چیزی گفتم که شروع کردی؟ # این وسط فقط نداشته هات و بدبختی ها رو مرور میکنن برات...
-
تو ای نفس مطمئنه...
پنجشنبه 20 آبانماه سال 1395 05:06
یه چیزی بهم میگه حرف گوش کن. همیشه حرف نفس خبیثت رو گوش کردی . یک بارم به من توجه کن!
-
بهترین بودن...
چهارشنبه 19 آبانماه سال 1395 07:32
خواب ژیلا رو دیدم... سر صبحی به این فکر میکنم خیلی وقت هست دوستی که از همه نظر عالی باشه و چیزی ازش یاد بگیرم نداشتم. کاش با خیلی ها هزاران کیلومتر فاصله نداشتم... یک هم اتاقی فوق العاده بود... فاطمه نوشت: کاش خیلی ها رو نمیشناختم حتی نمی دیدم، و از وجودشون تو عالم خبر نداشتم و ای کاش تر اینکه کاش خیلی ها رو زودتر...
-
خدایا، هر چی از تو برسه نعمته...
سهشنبه 18 آبانماه سال 1395 21:59
شهید چمران توی یکی از نیایش هاش میگه: خدایا ! تو را شکر میکنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم. خدایا! تو را شکر میکنم که باران تهمت ودروغ و ناسزا را علیه من سرازیر کردی، تا در میان طوفان های وحشتناک ظلم و جهل و تهمت غوطه ور شوم، و ناله حقطلبانه من در برابر غرش...
-
از ...
سهشنبه 18 آبانماه سال 1395 21:52
نگران آینده نیستم ولی میترسم از ...
-
یا لطیف...
سهشنبه 18 آبانماه سال 1395 10:00
متوقع بودن اصلا خوب نیست اونم توی دنیایی که خدا هم نسبت بهمون متوقع نیست....
-
یک راز عجیب ه
سهشنبه 18 آبانماه سال 1395 09:15
بعد از نوشتن این پست وقتی بهش بیشتر فکر میکنم. می بینم درک درستی از تنهایی ندارم...
-
بازگشت به خویشتن
یکشنبه 16 آبانماه سال 1395 23:54
تنهایی ارزشمنده مقدس ه یه فرصت فوق العاده برای خودسازی و خودباوری یه جور ریاضت اجباری یه خلوت باشکوه همیشگی نیست باید قدرش رو بیشتر بدونم فاطمه نوشت: ولی هنوز گاهی ام خر است. دارم کم کم عارف میشم :دی
-
همه چیز و به فال نیک میگیرم
شنبه 15 آبانماه سال 1395 09:43
احساس خیلی خوب و مثبتی دارم. شاید این پوست جدیدی که قراره بندازم بیشتر بهم بیاد. هر وقت کار درستی رو به سختی انجام میدم و باید با خودم مبارزه کنم. بعدش خدا پاداش های خوبی بهم میده. # دوست دارم خدا جونیم #مبارزه گر بودن تا بودن
-
روزهایی که بر من گذشت...
جمعه 14 آبانماه سال 1395 22:23
-
از من بعید بود خب!
جمعه 14 آبانماه سال 1395 12:39
دوست دارم تمام حرف های دلمو بگم بعد یکی بهم بگه فاطمه از تو بعیده... فاطمه نوشت: رمز پست بالا همون رمز همیشگی هست!
-
زندگی خاکستری ام!
پنجشنبه 13 آبانماه سال 1395 23:13
اینکه ازدواج کنم، سبک ، مدل زندگی و فکر کردن این 26 سال زندگیم رو تغییر بدم. برام غیرقابل باوره...! نمیتونم و نمیخوام این اتفاق بیافته حتی! شاید یه مدل مدرن با مهمونی های رنگارنگ و دوست های همه جوره ، خوش گذرونی های مختلف و ... توش نباشه ولی این شکل ساده و تا بی نهایت معمولیش هیچ عیبی نداره و اشتباه نیست که بخوام...
-
تلگرام ما و اونا
پنجشنبه 13 آبانماه سال 1395 22:22
تلگرام خارجی ها خیلی بهتره. آی دی ندارن و فقط باید شماره داشته باشی. اگه مخاطبی رو بلاک کنی از لیست مخاطبای اون طرف حذف میشی حتی اگه شمارت تو گوشی اون سیو باشه و تو تلگرامش نمایش داده نمیشه. بیشتر از این نفهمیدم!!! برای آلمانش که اینجور بود:| حالا برا ما یه جور سیستم فضول یابم داره انگار!!! بلاک میکنی !حذف میکنی! بارم...
-
واسع دنیا منم پیاده میشم!
پنجشنبه 13 آبانماه سال 1395 21:53
خیلی بده اشکت درنیاد. بغضت نترکه. قلبت سنگین بشه.. . اشکمم دیگه درنمیاد. کاش بتونم گریه کنم...
-
آرزو که مفته!!
پنجشنبه 13 آبانماه سال 1395 19:28
بلند پروازی خوب نیست ولی خب مثلا دوست دارم به مدت چند سال یکی از کشورهای اروپایی مثل آلمان یا فرانسه زندگی کنم. اونجام هیچ خبری نیست هااااا ولی خب دوس دارم تجربش کنم.
-
برای پیش بینی خیلی خیلی زوده
چهارشنبه 12 آبانماه سال 1395 07:06
یه مدت هست توی دعاهام میگم " خدایا من برای هر چیزی که میخوام امید دارم به تو از جایی که حتی فکرش هم نمیکنم..." اتفاقی که نمیدونم داره می افته یا قراره بعدا بیافته. شایدم اصلا نیوفته. حتی اگه بعدا این اتفاق بیافته من همچنان در بهت و حیرت خواهم بود.... خیلی کارش درسته خدا. امیدوارم خیلی کمکم کنه...