-
چه کاسه ای زیر نیم کاسه است!
دوشنبه 9 بهمنماه سال 1396 04:34
این خیلی عجیب هست که بام کوهستانی ایران، کل مناطق کوهستانی که قبلا تا کمر برف می اومد ، تو کوهستان ها.... هیچی نباریده به جز یکم فقط زمین سفید پوش شده ، بعد تهران بارش برفش متوقف نمیشه! نگید طبیعت رو بهم نریختن که من باور نمیکنم!!! بعد چه نیازی به این همه برف و تعطیلات دارن . مملکت کلا رفته تو تعطیلات... ! یه اختلاس...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 4 بهمنماه سال 1396 00:10
نوشتن به آدم : هویت میده جهت دهی میده آرامش میده زندگی میده رنگ میده هدف میده، هدف ها رو شفاف میکنه... آدم گاهی وسط خستگی هاش خودشو پیدا میکنه...
-
عجایب خلقت
دوشنبه 2 بهمنماه سال 1396 06:11
خواهرشوهر آدم باید قروفری باشه، اونجایی که تو قناعت میکنی و هی دلت نمیاد خرج های سنگین کنی اون غر بزنه و دنبال چیزهای گرون گرون و خیلی شیک و آنتیک بره برات. #نمیخوام خوووو #این همه پول بدم جای لباسی که یکبار بیشتر نمیخوام بپوشمش... #بنده چاق تر شدم، روند کاهشم خوب بود هاا، ای خدااا:((((
-
رنگ و رو رفتگی ...
دوشنبه 2 بهمنماه سال 1396 06:07
آدم کمرنگی شدم... یه روزی بود تصمیم گرفته بودم همیشه بعد از اینکه حرکت رو به جلویی داشتم دو قدمم عقب بردارم که هیچ وقت دیده نشم، همیشه از دیده نشدن لذت میبردم... حالا انگار داستان داره تغییر میکنه، خودمم خسته شدم از این همه پنهان بودن. همین باعث میشه درک نشم و یا حتی نادیده گرفته بشم... خیلی کارها دوست دارم انجام بدم...
-
...
شنبه 23 دیماه سال 1396 23:20
تا کی میشه فیلم بازی کرد؟ مگه میشه آدم یه عمر به خودش دروغ بگه؟
-
کوره راه
شنبه 23 دیماه سال 1396 04:53
سخت ترین قسمت زندگی اونجاس بقیه بهت اعتماد دارن ولی تو از درون خودت کاملا ویرانه ای... اعتماد ارزشمنده، اگه نخوام این اعتماد رو از دست بدم، باید اول خودمو بسازم... چطوری؟ #من هنوز دغدغه های خودمو دارم، نمیدونم چرا فکر میکردم اگه تصمیم به ازدواج بگیرم تموم میشن، ولی بیشترم شدن...
-
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد....
جمعه 8 دیماه سال 1396 19:27
همین دیگه... یهو وقتی که انتظارشو نداری، وسط یه عالمه برنامه ریزی و نقشه کشیدن ها برای آینده سینگلی از راه میرسه، درست همون موقع که رها کردی زندگی رو...
-
هی امان
یکشنبه 12 آذرماه سال 1396 00:08
حسادت توی محیط کار رو می بینم، ولی نمی فهمم! یعنی دوست دارم بپرسم خداییش این وضعیت "گوهی" زندگی من چیش حسادت داره!؟ حسادت قطعا ناشی از ناآگاهی و نادانی هست... این زندگی توش خودم رو کشته بیرونش مردم رووو... #خیلی سعی میکنم به این رفتارها دامن نزنم و با محبت بیشتر بفهمونم که داره اشتباه میکنه و فقط آرامش رو از...
-
عین سقوط آزاد
جمعه 10 آذرماه سال 1396 11:39
بلاتکلیفی رو دوست ندارم ولی روزهای بلاتکلیفی رو دوست دارم درست شبیه زندگی میمونه ... همیشه در حال برنامه ریزی و کنترل همه چیز هستیم ولی بعضی اوقات هست که میترسیم و دعا میکنیم چون نمیدونیم بعدش چی میشه بنظرم این تنها لحظاتی هست که ما زندگی می کنیم. تو خلوت خودمون تنها ترین هستیم و خدا رو بیشتر ازروزهای دیگه احساس می...
-
در حسرت خواب!
پنجشنبه 9 آذرماه سال 1396 04:21
ساعت خوابیم از 6 ساعت به 4 ساعت کاهش یافته! ساعت 3-4 صبح عین جغد بیدارم ، در طول روز اصلا نمیخوابم ، همش سرکارم و وقتی سرمو زمینرمیزارم از هوش میرم ولی خوابم نمیبره!!!
-
اندر احوالات کلاس زبان
جمعه 3 آذرماه سال 1396 12:27
کلاس زبان رو که یکم خصوصی تر شده رو دوست دارم و من تنها دختر در کلاس هستم...! جدای این چیزا! پسرای کلاس خیلی بامزه هستن. هم مودب هم بامزه... این همه هم کلاسی پسر داشتم تو چندین سال تحصیلم. میتونم اعتراف کنم اینا مودب ترین ها و بامزه ترین هاش هستن ... مخصوصا مرتضی و سجاد :))) فک کنم دو سالی هم از من کوچیکتر باشن......
-
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
جمعه 3 آذرماه سال 1396 12:02
فعلا مشغول شدم و رفتم همون طرح کارورزی رو میگذرونم ... تا بعد ببینم چی پیش میاد! به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
-
لطفا شعرا رسیدگی کنن
جمعه 3 آذرماه سال 1396 11:57
امروز از صبح به طور مدام "لب بالاییم" می پرد نشانه چیست؟
-
روزمرگی ها
جمعه 3 آذرماه سال 1396 11:52
منو ادد کردن تو گروه بچه های دوران کاردانی ! حالم بهم میخوره ازشون! همش یا از خواهرشوهر و مادر شوهر میگن یا شوهر شوهر میکنن...! واای خواهر شوهرت چه زشته!! (بخدا خوشگلتر از خودش بودن ) رفتم فلان بلا رو سر فلانی اوردم حقش بود توام این کار رو کن زیاد رو ندی هااا!!! و از این قبیل چرت و پرت های خاله زنکی... یا از وااای...
-
شوخی کائنات
جمعه 3 آذرماه سال 1396 11:20
رودار بودن بعضی افراد برام قابل ستایش و قابل تحسین هست. این بشر خیلی پروعه بخدااااااا... مار از پونه بدش میاد هر جا که میره باید جلو چشمش باشه... خدایا قربون حکمتت که هر کی و دوست داشتیم و آرزو کردیم یه بار دیگه ببینمیش ، فقط یه بار دیگه ، تو هر کوچه خیابونی نگا کردیم سرک کشیدیم شاید آرزومون برآورده بشه و دیگه الانه...
-
یک عدد بی ایده
پنجشنبه 2 آذرماه سال 1396 22:31
ایده میخوام برای راه اندازی یه کسب و کار کوچک!!! مغازه و ... از این جنس چیزهایی که فروان هست نباشه:(
-
نور میره تاریکی میاد یا برعکس
سهشنبه 30 آبانماه سال 1396 01:21
بعد از مدتی ادم نیازهاش پاسخ داده نشه کم کم انگار نیازهاش از بین میره... وقتی یک چیزی از بین بره انگار نیاز جدید احساس جدید جاش رو میگیره، نمیدونم این خوبه یا بد...؟
-
امیدوارم بشه...
سهشنبه 30 آبانماه سال 1396 01:13
یک کارایی انجام میدم که خودم حالم بهم میخوره، ولی نمیدونم چرا انجام میدم! #دارم میجنگم با خودم و سعی میکنم تکراری تصمیم نگیرم، تکراری تحلیل نکنم، احساسی فکر نکنم و بدتر از همه احساسی تصمیم نگیرم... تغییرات مثبت انجام بدم....
-
رها میشم و خوب میشم...
شنبه 20 آبانماه سال 1396 00:45
گاهی وقتی میخوام رها کنم ولی دچار تردیدم و رها کردنِ نگرانم میکنه، به مرگ فکر میکنم، اینکه بعد از مرگ همه چیز رها میشه حتی همه اون چیزهایی که از دست دادنشون نگرانت میکنه! قلبم که درد بگیره، دلم که بشکنه از حرفی ، آدمی، کاری و... حتی نیاز به یاد مرگ هم ندارم، رها میکنم، رها میشم ...
-
پازل گم شده من! نظم.
پنجشنبه 18 آبانماه سال 1396 18:30
توی ذهنم چیزهایی میگذره، یه نگرانی و دلهره های همیشگی و یک نگاه سیستمی. از طرفی نگرانم میکنه و این نگرانی مانع خیلی اتفاقات میشه و از طرفی با خودم مرور میکنم که زندگیم به نظمی فراتر احتیاج داره. سیستم قبلی و تک بعدی بودن منو به جایی نمی رسونه و اگر هم برسونه خیلی دیر میشه. و شکل اصلی اونجاست که من به نظم عادت ندارم و...
-
آرزوجات
سهشنبه 16 آبانماه سال 1396 00:29
دوست دارم جایی کار کنم که کارفرما یا مدیر مجموعه متواضع باشه...
-
:|
دوشنبه 15 آبانماه سال 1396 23:14
این از "صفر تا صد" چیه افتاده سر زبون همه! اصطلاح از این تکراری تر نشنیدم! دیگه هر کی میخواد حرف بزنه اینو میشنوی ازش.
-
دردنامه...
شنبه 6 آبانماه سال 1396 23:25
ناراحت هستم از اینکه کسی نشسته قضاوت کرده، حرف زده ، اوج ناراحتیم اونجاس که این افراد بچه های دو-سه ساله هستن... غرق فکر کردن خودم بودم و فکر میکردم: "خدا اسم های زیادی داره، صابر، قاهر، قادر و ... و بنده های زیادی ام خلق کرده و از روح خودش،ذات خودش در ما دمیده، دوست داره یکی و خلاق میکنه یکی دیگر رو صبور میکنه،...
-
حال دانایی دارم...
چهارشنبه 3 آبانماه سال 1396 23:04
دو روزه انگار هشیارترم، گویا منافذ مغزم باز شده و اکسیژن بیشتری به مغزم میرسه... عقل و منطق خودم رو بیشتر از قبل درک میکنم...
-
از کجا شروع کنم! اینجا همش ویرانه شده!!
دوشنبه 1 آبانماه سال 1396 00:27
یک جایی تو یادداشتام نوشتم که "باید خودمو از نو بسازم و این اصلا شوخی نیست"
-
شادمهر میخونه
یکشنبه 30 مهرماه سال 1396 22:37
همیشه بستن یه در تولد یه دیوار...
-
زندگی اصلا عادلانه نیست...
یکشنبه 30 مهرماه سال 1396 22:22
خدایــآ از اون درهایی که باز میکنی بعضی بنده هات پٌزش رو میدن که ما خدا برامون خواسته ، اگه خدا بخواد خوب میخواد. از اون درها به روم باز کن...
-
یک عدد فاطمه بی دل و دماغ
یکشنبه 30 مهرماه سال 1396 21:47
آدم وقتی ناامید میشه باید چکار کنه بعدش؟!
-
اوضاع من
یکشنبه 30 مهرماه سال 1396 19:53
هیچ سوراخی نیست تو این شهر من برا کار نرفته باشم. فقط مونده شهرک صنعتی:| بعد اون فروشگاه که خرحمال میخواست نه حسابدار، امروز رفتم دفترپیشخوان، اگه همون دیشب میگفت کارورز میخواد که من نمیرفتم! اینجور میگه: راستش من نیرو احتیاج ندارم ولی نگا شما یک هفته آزمایشی میای اینجا بعد دو سه نفر انتخاب می کنم میشن کارورز تا شش...
-
لحظه های خوب
یکشنبه 30 مهرماه سال 1396 02:38
این روزها تصمیم دارم به جای ناله هر چی که بهم حس خوب میده رو به اشتراک بزارم. دورافتاده باعث شد باز برم سمت این آهنگ و دانلودش کنم .خیلی حس لذت بخشی برام داشت دوباره گوش دادنش... + تیتراژ خانه سبز سبز سبزم ریشه دارم من درختی استوارم در زمستان هم بهارم شور و عشق و شادی ام را از خدایم هدیه دارم هر که هستم هر چه باشم...