-
پــاییــز و خیــــلی دوست دارم :)
پنجشنبه 1 مهرماه سال 1395 04:24
بگذر تابستان بگذر ... حال من با تو خوب نمی شود پاییز حال مرا خوب میشناسد ... "محمود دولت آباد"
-
رفت آن سوار و با خود یک تار مو نبرده
پنجشنبه 1 مهرماه سال 1395 04:05
آهنگ کولــــی با صدای همایون شجریان لینک دانلود رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده شب مانده است وبا شب تاریکی فشرده کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو شادی چرا رمیده آتش چرا فسرده رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی چشمان مهربانش یک قطره ناسترده رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده می رفت...
-
سخن پرانی
سهشنبه 30 شهریورماه سال 1395 01:16
گاهی ام فک میکنم انگار خدا هیچ شاگردی جز ما نداره. هی فرت فرت از ما آزمون میگیره. هر روز یه مدل ناشناخته تر... خدایا حداقل هوشمم زیاد کن که قشنگ شریجه بزنم...:) به لطف خودشم که همه رو یکی درمیون تبصره کرده واسم! ادامه نوشت: 1- تنهایی خر است. 2- نظرات رو بعد تایید میکنم ببخشید :خجالت: 3-تا کی درس؟؟؟ بس نیست دیگه؟ خسته...
-
امام دوست داشتنی ام
یکشنبه 28 شهریورماه سال 1395 16:55
فکــــر تو وسعتی که همه امور را فرا بگیـرد ندارد، پس آن را برا ی امور مهـــم فــــارغ بگــــذار امام علی علیه السلام ^_^
-
از سخنان خواهریــــم
یکشنبه 28 شهریورماه سال 1395 15:49
"زندگـــــی که جــا زدن نیست"
-
به خواب دوباره با افکار نو نیاز دارم...
یکشنبه 28 شهریورماه سال 1395 15:44
شما هم اینجورید که وقتی از خواب پا میشید و چشماتونو باز می کنید به صورت ناخودآگاه حتما به یه چیزی در گذشته، حال یا آینده و هر چیزی دیگه ای در حال فکر کردن هستید!!! نمیدونم این مغز چیه و این فرآیندهاش چطوره؟! یه روز یه شعر از هایده رو دارم زمزمه میکنم یا حتی اشعار فردوسی و غیره، یه روز آیه قرآن و ... تاثیرات مثبت و...
-
میو میو های مادرانه :)
جمعه 26 شهریورماه سال 1395 03:07
هر سال از گربه ای مینویسم که توی حیاط خونه ما بچه هاش و به دنیا میاره...! این بار جایی دیگه به دنیاشون اورده ولی اینجا بزرگشون کرده. از اول تابستون درگیرشونیم. بیچاره گربه ی مادر، در نبودش فک کنم در حیاط باز بوده یا از راه آب اینا رفتن ( یعنی 4 تا توله گربه که خنگ بازیاشونو دوست داشتم). مادره از صبح تا همین الان داره...
-
فصل گریه
پنجشنبه 25 شهریورماه سال 1395 14:04
اعتیاد یه درده. اینکه حتی اگه طرف ترک کنه و پاک بشه بازم دیگه برات مهم نیست و تصمیمت برا طلاق جدی هست یه قضیه جدایی هست بنظرم...! فاطمه نوشت: * من هیچی نمیدونم ، مغزمم هنگه هنگه. واقعا چیزی نمیدونم . ولی از یه جایی به بعد آدمها بهم گره میخورن حتی اگه از هم جدا بشن ... * درمورد خیلی چیزا حرف زدن میشه قضاوت ... * یه آیه...
-
اینو باید جزء بیماری های لاعلاج و مسری دسته بندی کنن!!
جمعه 19 شهریورماه سال 1395 02:14
بعضی آدما هستن با پنبه سر میبرن؟ با اینا باید چیکار کرد؟ چطور میشه براشون تله گذاشت چهره واقعیشونو نشون خودشون بدی؟ میدونید که این آدمها رو هیچ وقت نمیشه انگشت اتهام سمتشون دراز کرد! نمیشه هم از شرشون خلاص شد! کاری به کارشونم نداشته باشی باهات کار دارن! هی میخوان درد کنن تو دلت! روی زیادی هم دارن! هر کاری ام کنی روشون...
-
خسته شدم خب...::|
جمعه 19 شهریورماه سال 1395 02:01
این باغ هم برای من شده دردسر. هر هفته مهمون میاد . هر روز یه فرزندی یه فامیلی دوستی آشنایی میخوان برن باغ. بنده هم که در بخش خدماتی خونه فعالیت میکنم باید باشم حتما و اگه نباشم اصلا نمیشه یا اگه نرم میگن این قهره و چش شده و میشه یه داستانی بس طولانی برای خاله زنک بازی های بعضیا که خبرش توسط بی بی سی های توی خانواده و...
-
این ننگین تر از ترکمنچای و ... است حتی...!!!
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1395 23:39
بعدها فرزندان ما به ما ننگ میفرستن با این قردادهــای ننگین!
-
آخر عاقبت مهندسی
دوشنبه 15 شهریورماه سال 1395 23:20
مهندسای برق هنرمند یا هنرمندهای مهندس برق :دی امروز سفارش کیف گرفتم :دی دوستان فارق التحصیل مهندسی الکترونیک ، مخابرات و ... البته دخترها (اکثرن اونایی که ساکن شهرستان هستیم) همه هنرمند شدن:) یا خیاط شدن یا ربان دوزی و گلدوزی میکنن یا گلیم بافی و چرم دوزی ، سیاه قلم کا رمیکنن. یه عده هم خونه داری و بچه داری و ... بنده...
-
خدا رو شکر خوب شدم
یکشنبه 14 شهریورماه سال 1395 23:49
اگه مثل من خیلی سینگل هستین ، هیچ وقت آهنگ گوش ندید. نتیجه ای جز افسردگی نداره:| یه جوری میخونن آدم تو محظوریت گیر میکنه و هی تو ذهنش دنبال یکی میگرده بهش فکر کنه! یا باید به خودت شکست عشقی بدی یا یکی پیدا کنی که مثلا الان عاشق هستی!!! گند زدن به موسیقی:| به نظرم برای اونی که شکستی خورده یا زندگیش پر از خاطرات یک نفره...
-
از این به بعد نامه های سرگشاده هم مینویسم :))))
یکشنبه 14 شهریورماه سال 1395 23:36
توی وصیت نامم حتما اول آدرس وبلاگم رو مینویسم :) # یکی از دلایلی که هیچ وقت اینجا رو ترک نکرم این بوده که خیلی راحت میتونم به گذشتم برگردم وسیر تحول خودمو ببینم :استیکر دلت جیز بهزاد که همش وبلاگت رو حذف میکنی: # البته میشه توی دفتر هم نوشت و یه سری خوبی های دیگه داره ولی نگهداری اون دفترها یکم سخت شده برام همون قدیمی...
-
مروری بر خاطرات
یکشنبه 14 شهریورماه سال 1395 02:52
اینم عکس اون گل چیدن های من که به بهار گفتم میزارمشون # صبح جمعه بهار 94 رفته بودیم پیاده روی تا "هفت تپه" یادش بخیر خیلی روز خوبی بود :) روز قبلشم هندونه خریده بودیم بریم خونه فاطمه اینا چن تا دوستانو دیدم رفتیم وسط پارک به خوردن هندونه :دی چاقوی مورد نظرم چاقوی توی کیف منه که همیشه همراهمه یادمه میخواتسم...
-
عجبــــا!!!
یکشنبه 14 شهریورماه سال 1395 01:31
زن عموم اسم منو توی گوشیش، عروس 4 سیو کرده (سه تا عروس داره) سه سال پیش بود یادم نیست دقیقا ! رفته بودیم باغ ما زن عموم منو گیر اورده بود داشت خواستگاری میکرد برای پسر چهارمش پوریا، همونجا بهش گفتم زن عمو منو پوریا دو دقیقه نمیتونیم همو تحمل کنیم معمولا جنگمون میشه بیخیال!! ( هم سن هستیم و از بچگی همینجور بودیم. آبمون...
-
جیگر مامان رو
یکشنبه 14 شهریورماه سال 1395 01:09
مامانم خطاب به بابام: با فاطمه اینجور حرف نزن این خیلی حساسه :)
-
و حتما خدایی در این نزدیکیست که همیشه همراهم هست... :)
یکشنبه 14 شهریورماه سال 1395 01:06
وقتی به عقب نگاه می کنــم خیلی روزهــا رو زندگی نکردم. روزهایی که پر استرس بودن و منتظر بودم تموم بشن زودتر ، روزهایی که غصه خوردم، روزهایی که با بی برنامگی گذشت و... گذشته دیگه مهم نیست چون تموم شده ولی از ته قلبم دوست دارم لحظه لحظه عمرم رو زندگی کنم و لذت ببـــرم حتی اگه روزهای سختی پیش روم باشه ... یک بنده خدایی...
-
حواسمون باشه :)
یکشنبه 14 شهریورماه سال 1395 00:48
هر چیزی که در جستن آنــــی، آنــــی... تا در طلب گوهـــر کانی کانــــی تا در هـوس لقمـــهٔ نانی نانـــی این نکتهٔ رمـــز اگر بدانی دانــــی هر چیزی که در جستن آنی آنـی "حضرت مولانا"
-
عمیق تر باشیم...
شنبه 13 شهریورماه سال 1395 02:23
بنظرم قوانین جهان و حتی عدالت خدا از این استدلال های ساده و سطحی و حق به جانبی که بشر تصورش رو میکنه فراتر و پیچیده تره. یه جاهایی همه ما فک میکنیم خب حق با ماست و معمولا از جملاتی مثل خب زندگی خودمه، خب حق منه و ... استفاده می کنیم و خودمون رو مسئول نمیدونم و هیچ رابطه عرضی و طولی بین خودمون و اطرافیانمون و حتی طبیعت...
-
استیکر عمه قربونش بشه :)
جمعه 12 شهریورماه سال 1395 00:48
# این بچه رو یا موهاش و کوتاه نمیکنن یا کچلش میکنن. البته خبر رسیده بردنش آرایشگاه
-
خاکم حاصلخیز بوده احتمالا!!!
جمعه 12 شهریورماه سال 1395 00:40
من جوری میگم رژیمم که هر کی ندونه فک میکنه من 100+ کیلو ام. همش میخوام 5 کیلو کم کنم اینم دستاورد شیراز رفتنم بود!!! خدا یه استعداد رو خیلی خوب بهم داده اونم در زمینه افزایش وزن بصورت تصاعدی هست! اینو کمش نکنم باید منتظر بیشتر از این باشم. یکی هر چی میخوره دریغ از یک گرم اضافه کنه, دنیا به کامش هست. (دربرخورد با چنین...
-
گشنمه!!!
چهارشنبه 10 شهریورماه سال 1395 03:27
چرا من سه ساعته دارم تو رختخواب ووول ( vol) میخورم خوابم نمیبره؟ از گشنگی ام دارم میمیرم!!!
-
آرزوی عاقبت بخیری دارم برای همه مان:)
چهارشنبه 10 شهریورماه سال 1395 01:57
مثلا دلت گرفتــه به دوستت پیام میدی که یکم با هم حرف بزنید حالت بهتر بشه فکرای متفرقه نکنی! همین چه خبر رو که میگی آمار 99/99 درصد از بچه ها رو میگیری که ازدواج کردن. یهو دلت میگیره بیشتر غرق تنهایی میشی! فاطمه نوشت: 1- میدونید که دخترا ازدواج کنن دیگه هیچ خبری از هم نمیگیرن. کلا دوستای دختروشون رو بلاک میکنن انگار!!...
-
که بهترینیش همون "صراط مستقیم" هست
دوشنبه 8 شهریورماه سال 1395 23:36
مهم نیست در کجــای این جهــان ایستادیم مهم اینـــه که در چه مسیری داریم قدم برمیداریم:)
-
خیلی باهاش خاطره دارم:)
یکشنبه 7 شهریورماه سال 1395 23:56
آهنگ زیبای بی کلام Good Times اثر Vangelis
-
چه خــوش گفت سعــــــدی
یکشنبه 7 شهریورماه سال 1395 22:48
کســـی نیـک بینــد به هر دو ســرای که نیــکی رســاند به خلق خــــــدای
-
استیکر یک عدد فاطمه با پاهای پر از تاول :(
یکشنبه 7 شهریورماه سال 1395 22:16
نمیدونم کفش ها با پای من سازگاری ندارن یا پای من با کفش ها!!! بین 4 جفت کفشی که دارم فقط یکیش که مثل پهلوانی دلاور 3 ساله داره پابه پام قدم برمیداره و فقط رنگ و روش رفته بهم آزار نمیرسونه! # بازم خدا رو شکر این کفش جدیده میشد پشتش رو خم کرد و گرنه اون همه مسیر رو من چطور پیاده می اومدم! بخدا اگه فک کنید اندازه کرایه...
-
اهدنا صراط المستقیـــــم :)
یکشنبه 7 شهریورماه سال 1395 11:06
گاهی خیلی خطا میکنی به هر دلیلی یکی از علت خطاهای گذشته ام عجول بودنم بوده، ترسیدن، ناامیدی از خدا بود. این بار تصمیم گرفتم درستـــترین مسیر رو انتخاب کنم به هر قیمتی هم که شده. سخت هست ولی میشه با صبر و تلاش همه چیز رو درست جهت دهی کرد. تحمل همه این رنج ها و سختی ها چون میدونم دارم توی مسیر درست قدم برمیدارم بهم...
-
یه چیزایی از دردم گذشته شده سرطان بیکاری!!
پنجشنبه 4 شهریورماه سال 1395 00:59
پارسال توی کافی نت نشسته بودم یک پسره اومده بود پروژه کارشناسیش رو از روی سایت کتابخانه دانشگاهش دانلود کنه و پرینت بگیره، نمیدونم برای چه کاری. مهندسی عمران سازه از یک دانشگاه دولتی خوب هم فارق و التحصیل شده بود. امروز دیدمش مرغ فروشی زده بود!!!